مرگ بازاریابی سنتی و ظهور بازاریابی نوین

مرگ بازاریابی سنتی و ظهور بازاریابی نوین
5 1 نفر)
بازاریابی نوین

بازاریابی به سبک قدیم مرده است. شاید کسانی که بیشترین اتکا را به بازاریابی سبک قدیم دارند (مؤسسات بزرگ تبلیغاتی و شبکه های تلویزیونی عمده) جسد آن را با طناب به بودجه های هنگفت بازاریابی بسته باشند، تا هرگاه نیاز باشد، تکانش دهند یا آن را پیش اندازند. ولی، دیگر جشن به پایان رسیده است. عمر آن بازاریابی که ما می شناسیم، به سر آمده است.
تبلیغات انبوه توانایی خود را برای به حرکت در آوردن توده ها از دست داده است. فن آوری، گزینه های بسیار بیشتری نسبت به گذشته به مردم داده و مردم سالاری مصرف کننده را ایجاد کرده است. هر کس برای هر محصولی که می خواهد بخرد هزاران انتخاب دارد و میلیون ها محصول مختلف برای خالی کردن جیب ها و کیف های مردم در حال رقابت هستند. بنابراین، بازاریابان به شکل فزاینده ای نیاز به یافتن راه هایی دارند که با هریک از مصرف کنندگان به طور منفرد، یا در گروه های کوچک تر و کوچک تر صحبت کنند. با داشتن انتخاب های بسیار زیاد، هر مصرف کننده به عوامل متعددی برای ارزیابی تصمیم های خود دسترسی دارد، بنابر این بازاریابان باید دلایلی بیابند که با دلبستگی های خاص مصرف کنندگان رابطه برقرار کنند. بازاریابی سبک قدیم با رویکرد «یک چیز، مناسب برای همه» قادر به انجام این کار نیست.
در واقع «یک چیز، مناسب برای همه»، برای همه مناسب نیست، ولی زمانی که مصرف کنندگان انتخاب های بسیاری زیادی نداشتند، ناچار به تطبیق خود با آن بودند، اما اکنون نیستند. بازاریابان برای پول ساختن دیگر نمی توانند بر آن دسته از راهبردهای خرده فروشی تکیه کنند. این راهبردها، با دادن امتیازاتی به خرده فروشان، بیشتر برای جلب نظر آنان بود تا مصرف کنندگان، و کارآیی دیگری نداشت. در آینده راهبردهای خرده فروشی شبیه آنچه در پایگاه های اینترنتی Amazon.com برای فروش محصولات مورد علاقه مشتریان، طراحی شده است، خواهد بود و آنها، این عمل را برای آسان تر کردن، بهتر کردن و کم کردن زحمت خرید، انجام داده اند.
در آینده بازاریابی باید تلاش خود را صرف آفریدن ارزش در ذهن مصرف کنندگان کند. این امر یعنی ساختن نام تجاری بر اساس زمینه های مشترک موجود بین مصرف کنندگان و یک محصول یا خدمت. بازاریابی آینده باید در طول زمان این روابط را عمق بخشد و انتظارات مصرف کنندگان را تعریف و به آن عمل کند. بازاریابی درباره بسیاری چیزهای دیگر است که با عمل به آن می توان محصول را تر و تازه نگه داشت و آن را برای مصرف کنندگان خوشایند کرد.
بازاریاب شدن به سبک جدید، کاری بس مشکل است، به ویژه در ابتدا که با مقاومت های زیادی روبرو خواهید بود. مدیریت ارشد، منابعی را که نیاز خواهید داشت به شما نخواهد داد و آن گاه که بازار ضعیف شود، به کاهش بودجه بازاریابی همچنان ادامه خواهد داد. شما باید در جای خود بایستید و اعداد و ارقام را بر اساس داده های حساب های سود و زیان در دست داشته باشید تا نشان دهید که بازاریابی شما عمل می کند و از نوع سرمایه گذاری های خوبی است که برگشت دارد.
مطمئن باشید که بازاریابی جدید، هم پاداش دهنده و هم فوق العاده است. استقامت زیادی از خود نشان دهید. به عنوان یک بازاریاب نوین، هیچ گاه نباید به آنجایی برسید که احساس آسودگی و خیال و تمام شدن کار به شما دست دهد. برای موفقیت در کار بازاریابی، همیشه باید به سختی تلاش کنید. اما، بازاریابی در خود نشاط دارد. چه کسی می خواهد راحت بنشیند و ببیند که دنیا چگونه می گذرد؟ بنابراین، برپا خیزید و هر چه زودتر آغاز کنید تا پول بیشتری، هم برای خود و هم برای شرکت خود بسازید. در اینجا قصد داریم یک فهرست وارسی از اصول راهبردی ارائه دهیم که باید آنها را به خاطر بسپارید.
اصول بازاریابی نوین
• تنها هدف بازاریابی، فروش مقدار بیشتری محصول یا خدمت به تعداد افراد بیشتر، در دفعات بیشتر و با قیمت بالاتر است.
• بازاریابی تردستی نیست و اگر بازاریابانی آن را چنین می پندارند، از آن بهره ای نخواهند جست. بازاریابی هیچ رمز و رازی ندارد.
• بازاریابی یک رشته حرفه ای و جدی است، شما نمی توانید آن را به فلان پسرخاله یا فر ددیگری که برای این رشته آموزش ندیده است، محول کنید.
• امروزه در بازار، مردم سالاری مصرف کننده حاکم است و مصرف کنندگان انتخاب های متعددی دارند، بنابراین، بازاریابان باید به آنان بگویند که چگونه انتخاب کنند.
• مقصد خود را برنامه ریزی کنید و آن را پایه آن جایی که می خواهید باشید، نه آنجایی که فکر می کنید می توانید باشید، تدوین کنید. پس از تعیین مقصد خود، برای رسیدن به آن راهبردی تدوین کنید.
• راهبرد، فرمانده است. هیچ گاه آن را فراموش نکنید. راهبرد، همان چیزی است که همه چیز را در هر چیزی که ایجاد ارتباط می کند، در کنترل دارد. از راهبرد خود نباید منحرف شوید، ولی می توانید به این تصمیم برسید که باید آن را عوض کنید.
• بازاریابی یک علم است. بازاریابی علمی است درباره آزمایشگری، اندازه گیری، تجزیه و تحلیل، پالایش و تکرار. باید آماده تغییر افکار خود باشید.
• پیدا کنید که چه چیز مطلوب است و همان را عرضه کنید؛ یا پیدا کنید که چه چیزی میتوانید عرضه کنید و آن را مطلوب کنید. ولی، به یاد داشته باشید که اولی، به آسانی دومی نیست.
• هریک از نام های تجاری خود و هریک ازحوزه های بازاریابی خود را اندازه گیری کنید. این عمل را مرتب و هرچند وقت یکبار، حداقل ماهانه، انجام دهید. بازاریابی باید به نتایجی منتهی شود.
• همانندی فروش نمی کند. ارزش محصول شما با تمایزاتش از رقیب که به شکلی به مصرف کننده مربوط شود، تعیین خواهد شد.
• نام تجاری خود را با استفاده از تمامی عناصر تصویر، بسازید، تصویر علامت تجاری، تصویر محصول، تصویر استفاده کننده، تصویر استفاده و تصویر تداعی کننده.
• همواره به مصرف کننده دلایل بیشتری برای خرید ارائه کنید. زیرا، نیاز به آن دارید که مصرف کنندگان دوباره برگردند و محصولتان را به مقدار بیشتر و قیمت بالاتر بخرند.
• به طور محلی بازاریابی کنید. باید به تمامی مصرف کنندگان چیزی عرضه کنید که برای یکایکشان شخصاً جذاب باشد. نام های تجاری جهانی، از دل بسیای از نام های تجاری محلی بیرون آمده اند.
• در آن جایی ماهیگیری کنید که ماهی وجود دارد. تلاش های فروش خود را بر مصرف کنندگانی متمرکز سازید که خواهان خرید محصول شما باشند. توان خرید آن را نیز داشته باشند. بازار را بخش بندی کنید تا در شناسایی سودآورترین هدف ها، به شما کمک کند.
• به منابع کسب و کار فکر کنید، فروش بعدی و مبالغ سود بعدی از کجا خواهند آمد؟
• مراقب باشید که تقاضاهای قابل رویت، کورتان نکند. تمایز، از بین رفتنی است.
• اول مطمئن شوید که همه کارکنان سازمان شما، راهبرد، مقصد و هدف های کسب و کارتان را درک کرده اند و سپس بگذارید کار خود را انجام دهند.
• تدوین و کنترل راهبرد، وظیفه شماست. وظیفه مؤسسات تبلیغاتی، انتقال آن از طریق ایجاد ارتباطات مؤثر است.
• یک مؤسسه تبلیغاتی واحد نمی تواند تمامی نیازهای مربوط به همه نام های تجاری را تأمین کند. یک اندازه واحد، قطعاً مناسب همه نیست.
• به مؤسسات تبلیغاتی خود خوب پول پرداخت کنید تا بتوانند منابع لازم را برای جذب استعدادهای مفید داشته باشند، ولی از آنها نتایجی را بخواهید که دقیقاً قابل اندازه گیری باشند.
• نسبت به فوریت ها حساس باشید و با اشتیاق کار کنید. در غیر این صورت دلیل برای این که صبح از رختخواب برخیزید، وجود ندارد.


نظر خودتان را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد