نِرو مارکتینگ (neuro marketing) شاخه ای جدید در بازاریابی

نِرو مارکتینگ (neuro marketing) شاخه ای جدید در بازاریابی
5 1 نفر)
marketing

نِرو مارکتینگ در حقیقت، شاخه جدیدی در بازاریابی است که زمینه های حسی و حرکتی خریداران را بررسی می کند. این نوع بازاریابی روش جدیدی برای پاسخ به محرک ها و انگیزه های انسانی ایجاد کرده است.
پژوهشگران برای بررسی و اندازه گیری فعالیت های مغز، از تکنولوژی های متعددی استفاده می کنند؛ این ها کمک می کنند تا دانشمندان دریابند که در خلال تصمیم گیری های انسان چه رویدادهایی درون مغز انسان رخ می دهد.
اگر چه نِرو مارکتینگ در سال ۲۰۰۲ توسط ال اسمید پایه گذاری شد اما، ریشه اصلی آن به فیلسوف معروف یونانی، افلاطون باز می گردد. نظریه ای که او بیان کرد بدین گونه بود که، ارابه ای با دو اسب وجود دارد؛ اسب اول که سمبل احساسات آدمی است و اسب دوم که نشانه عقل و منطق است. در حقیقت این دو اسب، یکی نشانه انسان با جسمش و دیگری، انسان با روحش است.
اگرچه نظریه وی، در برخی زمان ها تا به امروز نادیده گرفته شده است، اما بعدها زمینه ای در پیشرفت و تکامل مفهوم نرو مارکتینگ قرار گرفت.
طبق مفهوم فرآیند تصمیم گیری نرو مارکتینگ، تصمیمات خرید مشتری یا همان خریدار محصول، همواره تکیه بر دو سیستم دارد:
سیستم شماره ۱، به معنی آن است که که مغز انسان در لحظه خرید، به طور کامل ناخود آگاه عمل می کند. یعنی تصمیمات در اغلب موارد بدون فکر و سعی و تلاش کافی، گرفته می شوند. در مقابل این تصمیمات عجولانه و اغلب نادرست، سیستم شماره ۲ وجود دارد که در آن، مشتری محصول خود را کاملاً آگاهانه، همراه با فکر و اندیشه بسیار، انتخاب می کند.
همه روزه ذهن ما توسط این پردازش ها و تغییرات، تصمیمات مورد نظر را اتخاذ می کند. همان تصمیماتی که اغلب با احساسات و هیجانات صورت می گیرد.
این مراحل بیشتر در زمره گروه شماره ۱ قرار دارند. درست همان مرحله ای که مشتری خرید خود را به طور اجباری و یا بی اختیار انجام می دهد.

مفهوم کلی نرو مارکتینگ یا بازاریابی مبتنی بر ذهن شناسی
این نوع مارکتینگ، ابتدا در سال ۱۹۹۰ در دانشگاه هاروارد، توسط روانشناسان پایه گذاری شد. این مبحث بیان کننده این است که، ذهن انسان، بیش تر اوقات درگیر فکر و اندیشه و احساسات است. تصمیمات به طور معمول در قسمت نیمه هوشیار مغز انسان صورت می گیرد که درست همان لحظه انتخاب است.
اساس نرو مارکتینگ، بر پایه “meme” به معنای «الگوی رفتاری»، استوار است. در حقیقت همان قسمتی از مغز که اطلاعات را ذخیره می کند. این داده ها، در نهایت انسان را مجبور به انتخاب و تصمیم گیری می کندکه مراحل آن در مغز انسان تنها کمتر از ۳ ثانیه طول می کشد.
در نتیجه می توان دریافت که چگونه یک موسیقی در ذهن انسان به یاد می ماند و یا چگونه خاطره ای هیچ گاه فراموش نمی شود…! بله، این همان قسمت «meme» است که تمامی این ساختار را در دست دارد. برای کسب و کارها، در زمینه های مختلف، آسان است تا مسیر انتخابی مشتریان را کنترل کنند؛ اما دریافتن اصل چگونگی نیازها، مشکل است.
زمینه ای جدید و تازه که نرو مارکتینگ نامیده می شود، بیان گر این موضوع است که چگونه خریداران کالایی را برتر از کالایی دیگر می دانند؛ و در نهایت آن را جهت خرید انتخاب می کنند.
در سال ۱۹۵۰ دو دانشمند به طور اتفاقی قسمتی از مغز را کشف کردند که این بخش را قسمت تمایلات مغز خواندند؛ که جایگاه علمی و دقیق آن، در اعماق هسته اکومبنس قرار دارد.
دانشمندان با بررسی بر روی موش های آزمایشگاهی دریافتند که این قسمت از مغز، در انسان نیز وجود دارد. این آزمایش به گونه ای انجام شد که در ابتدا با طراحی اهرم فعال کننده، بر روی موش ها و بدون در نظر گرفتن خوابیدن و یا غذا خوردن موش ها، آن را فعال کرده و پس از مدتی، موش ها یکی پس از دیگری، تلف شدند. بنابراین دانشمندان پی بردند که مغز انسان نیز، شامل چنین بخش حساس و قابل توجهی می باشد.
مردم اغلب نسبت به این که چه ابزاری را می خواهند و یا این که به چه کالایی علاقه مند هستند و حتی این که چه مقدار می خواهند برای خودشان هزینه کنند، هوشیاری کاملی را دارند؛ یعنی به دقت می دانند که هدفشان از خرید کالا و یا محصول مورد نظر چیست؛ اما آن ها چگونگی الهام گرفتن از ارزش ها و چگونگی دسترسی به خدمات و کالاهای مورد نظر را نمی دانند.
مدافعان این سیستم، مدعی هستند که منافع جامعه، همواره از نرو مارکتینگ، به دست می آید.
یکی از دانشمندان آلمانی، نرو مارکتینگ را از جهت دیگری، رواج داده، که نام آن نِرو پرایسینگ، به معنای قیمت گذاری به محصول مورد نظر است.
در این علم جدید، شرکت ها می توانند بالاترین قیمتی را که مشتریان حاضر به پرداخت آن هستند، را شناسایی کنند.

نظر خودتان را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد