سیاحان مشهورغربی که درباره ایران سفرنامه نوشـته اند

سیاحان مشهورغربی که درباره ایران سفرنامه نوشـته اند
4 4 نفر)

سیاحان مشهوری در طول تاریخ از نقاط مختلف سرزمین پهناور ایران بازدید کرده اند و از شیوه برخورد و طرز سلوک مردم ایران روحیه میهمان دوستی و غریب نوازی آنان امکانات و تسهیلات سیاحتی در این سرزمین، وصف و یاد کرده اند و با ثبت در کتاب ها و سفرنامه های ارزشمند خویش، آنها را به تاریخ بشریت و به محققان و پژوهشگران تقدیم داشته اند. در این مقاله قصد داریم به معرفی سیاحان مشهور غربی بپردازیم که درباره ایران سفرنامه نوشته اند یا بخشی از سفرنامه خود را به کشور ایران اختصاص داده اند.

مارکوپولو
مارکوپولو یک تاجر و جهانگرد ونیزی در قرن سیزدهم میلادی بود که سفرهایش را در کتابی به نام سفرهای مارکوپولو ثبت کرده‌است. این کتاب در شناساندن آسیای مرکزی و چین به اروپاییان نقش کلیدی داشت. سفرها و ماجراجویی‌های مارکوپولو، الهام‌بخش کسانی چون کریستف کلمب بود.
مارکو سفر خویش را در معیت پدر و عموی خود، نیکولو و مافئو، در حدود سال ۱۲۷۰ میلادی آغاز کرد. سفر مارکو در سرزمین‌هایی مانند فلسطین، ایران، ترکستان و سرانجام چین ادامه یافت و بازگشت وی نیز در سال ۱۲۹۲ میلادی از طریق سوماترا، جاوه، سیلان، سواحل هندوستان، ایران و بالاخره سواحل دریای سیاه و قسطنطنیه صورت گرفت و سرانجام به ونیز رسید. در سفرنامه مارکوپولو، صفحاتی به ایران اختصاص داده شده است و نکات بسیاری از حیات اجتماعی ایران را روشن می‌کند.
شهر تبریز نخستین شهر بزرگ منطقه است که مارکوپولو از آن دیدن می‌کند، مارکو شهر تبریز را به نام کهن و رایج آن روز «توریز» می‌خواند. او یادآور می‌شود که شهر موقعیتی عالی دارد و کالاهای تجارتی بسیاری از «هندوستان، بغداد، موصل، هرمز» و دیگر نواحی به آنجا وارد می‌شود.
مارکو شهر یزد را بزرگ، زیبا و پر رونق توصیف می‌کند، بویژه پارچه‌های ابریشمی موسوم به «یزدی» نزد بازرگانان شهرت فراوانی داشته‌است. مارکو وسعت منطقه یزد را «هفت روز راه‌پیمایی» دانسته و خود نیز ظرف همین مدت به قلمرو کرمان رسیده است. نخلستان‌های زیاد و وجود شکارهایی مانند بلدرچین و کبک برای مارکو بسیار جالب بوده‌است. یزد در آن ایام از شهرهای مشهور و از حیث بازرگانی بسیار پر رونق بوده‌است.
مارکو دشت هرمز را منطقه ای سرسبز و پر میوه‌ می‌داند که بسیار متنوع است. هرمز محل دادوستد بازرگانان خلیج فارس و کیش بوده‌است. مارکوپولو به موقعیت بندری هرمز و رونق آن در رابطه با تجار هندی اشاره و عنوان می‌کند کشتی‌های بزرگ مملو از ادویه و مروارید این منطقه بین عامه مردم به «شهر دقیانوس» معروف استخرابه های این منطقه در شمال جیرفت واقع است. مارکو پولو هنگام گذشتن از دشت کویر برای اولین‌بار با قنات مواجه می‌شود و از آن به عنوان رودی یاد می‌کند که در مسیر آن غارهایی کنده شده و آب، گاه در بستری زمینی و گاه زیرزمینی جاری می‌شود.

کلاویخو
روی گونزالس کلاویخو نویسنده و جهانگرد اسپانیایی که فرستاده مخصوص هانری سوم پادشاه اسپانیا به نزد تیمور گورکانی بود، شرح مسافرت خویش را در سفرنامه‌ای نگاشت.
در سفرنامه کلاویخو شرح کامل ماموریت وی و سفرش (بین سالهای ۱۴۰۳ تا ۱۴۰۶ میلادی) از مایورکای اسپانیا تا سمرقند و همچنین کشورها و شهرها و شاهان و حاکمان و اوضاع و احوال مردم آن عصر را خصوصاً ایران عصر تیموری را می‌توان به وضوح دریافت. سفرنامه‌ی کلاویخو از این لحاظ دارای اهمیت است که از دوران قبل از حکومت صفویه در ایران، به جز چند سفرنامه‌ی معدود از کلاویخو و مارکوپولو و چند بازرگان دیگر، سفرنامه‌ی دیگری بر جای نمانده است
در این سفر نامه اولین بار در طول تاریخ از نام تهران اسمی به میان می آید. مدت زمان این سفر آنقدر طولانی و مشقات آن سخت بوده که چند تن ار همراهان گونزالز کلاویخو بیمار شده و میمیرند.
مسعود رجب نیا، مترجم این سفرنامه، در بخشی از مقدمه کتاب نگاشته: «کلاویخو بویژه از شمال غربی ایران تا شمال شرقی را پیموده است. از آنجا که نظری دقیق

و تیزبین داشته بسیاری از امور را چه از لحاظ اجتماعی و چه از نظر اداری و سیاسی دریافته و نوشته است.»

آنتونی و رابرت شرلی
آنتونی شرلی یک جهانگرد انگلیسی بود که به همراه دو برادر کوچک تر خود به نامهای رابرت و توماس دور دنیا را سفر کردند. آنها در سال ۱۵۹۸ میلادی بعد از سفر به شهر ونیز، عزم سفر به ایران را کردند. این سفر با دو هدف توسعه تجارت میان ایران و انگلستان و تشویق ایرانیان به جنگ علیه ترکان انجام شد. شرلی در این سفر ثروت زیادی از قسطنطنیه و حلب بدست آورد. او همچنین هدایای بسیاری از شاه عباس یکم گرفت و شاه عباس وی را میرزا خطاب کرد.
آنها به همراه ۵۰۰۰ اسب به ایران آمدند و مأموریت داشتند تا ارتش صفویان را تعلیم دهند. به آنتونی فرمان داده شده بود که واحد توپخانه ایران را تقویت و نیروها را آموزش دهد. بعد از آنکه آنتونی ایران را ترک کرد، رابرت به همراه چهارده انگلیسی دیگر در ایران ماند. او سالها در ایران ماند و در آنجا ازدواج کرد تا اینکه به فرمان شاه عباس برای انجام مأموریتهای دیپلماتیک به سفارت ایران در اروپا فرستاده شد تا به دربار جیمز اول انگلستان و دیگر پادشاهان و شاهزادگان اروپایی برود. او همچون برادرش آنتونی، بعنوان سفیر به میان ملوک عیسوی رفت تا آنان را علیه امپراتوری عثمانی متحد کند.
رابرت در سال ۱۶۱۳ به ایران بازگشت و در سال ۱۶۱۵ دوباره به اروپا رفت و در مادرید ساکن شد و در سومین سفر خود به ایران در سال ۱۶۲۷ مدتی پس از رسیدن به ایران در قزوین درگذشت.

پیترو دلاواله
پیترو دلا واله (۱۵۸۶ – ۱۶۵۲) جهانگرد ایتالیایی بود که به چند کشور شرقی سفر کرد. او در خانواده‌ای اشرافی در رم به‌دنیا آمد و پس از شکست در عشق تصمیم گرفت به زیارت سرزمین مقدس برود. نخست با کشتی به قسطنطنیه رفت و یک سال در آنجا ماند. در این مدت زبان ترکی و کمی عربی آموخت. سپس به اسکندریه در مصر رفت. پس از آن به دمشق و حلب سفر کرد.
او در تاریخ ۴ ژانویه ۱۶۱۷ میلادی از راه بغداد وارد ایران شد. در این زمان ایران در جنگ با عثمانی بود. وی در دوران سلطنت شاه عباس بزرگ، مدت شش سال در ایران اقامت کرد و در چندین سفر از ملازمان شاه عباس بود.
در زمان جنگ شاه عباس برای بیرون راندن پرتغالی‌ها از جزیره هرمز، از ایران به سوی هند رفت. مدتی در هند سفر کرد و بعد از راه بصره و بندر اسکندرون و قبرس به رم بازگشت و مورد استقبال پاپ اوربان هشتم قرار گرفت.
گقته می‌شود نخستین مورد مستند از بردن گربه ایرانی به اروپا به دست او بوده است. او در سال ۱۶۵۲ در شهر رم از دنیا رفت.
سفر نامه پیترو دلاواله به مشرق زمین به سه قسمت ترکیه، ایران و هند تقسیم می شود و قسمت ایران حاوی اطلاعات دقیق و جالبی درباره تاریخ صفویه ارائه می دهد. او بهترین سفرنامه را درباره مشاهدات خود، خصوصاً از زیبایی های طبیعت و از معماری ارزشمند قصر سلطنتی و چهارباغ و خیابان های بزرگ و خانه های کوچک و آبنمای چهار باغ که به نظر او بسیار جالب و اعجاب انگیز می رسید، تخت جمشید و کتیبه های آن و از جاده ها و کاروانسراهای متعدد و شهرهای مختلف، به ویژه از شهرهای مازندران و کاخ های سلطنتی و از آداب و رسوم مردم ایران نوشته است.
از خواندنی ترین مطالب این سفرنامه این است که علاوه بر اینکه به سنت ها و مسائل اجتماعی و فرهنگی ایران عصر صفویه توجه خاص دارد بلکه در اکثر مواقع این گونه مسائل را با سنت های رایج در شهرهای ایتالیایی مقایسه و قضاوت می کند به همین جهت است که خواننده فارسی زبان امروز نه تنها با بخشهایی از سنت های رایج ایرانی عصر صفوی آشنا می شود بلکه با این مقایسه بخشی از مسائل اجتماعی و فرهنگی ایتالیا نیز بر او روشن می گردد.

توماس هربرت
توماس هربرت که در اولین دهه قرن هفدهم میلادی در انگلستان متولد شد، در سال ۱۶۲۸م به همراه هیأتی انگلیسی از طریق خلیج فارس و بندر عباس به ایران رسید و سپس از طریق لار خود را به شیراز رساند. او شیراز را قشنگ ترین شهر آسیا و دومین شهر با شکوه ایران می داند. هربرت پس از نزدیک به یک ماه اقامت در شیراز از مسیر تخت جمشید راهی اصفهان، پر آوازه ترین شهر شرقی زمان خود می گردد و پس از سه هفته اقامت در اصفهان برای ملاقات شاه عباس راه شمال در پیش می گیرد. همچنین او از دیدن زیبایی های طبیعت تپه اشرف سرمست شده و باغهای آن را با شوق و شور فراوان می ستاید و توصیف می کند. هربرت و همراهانش سپس عازم اصفهان شده و پس از سفر به بغداد راهی هندوستان می شوند.
او در سفرنامه اش درباره مسائل اجتماعی و اقتصادی ایران، شهرها، باغها، علوم جغرافیایی، تاریخ و باستان شناسی و حتی مسائل مربوط به رام کردن حیوانات سخن می راند.
سفرنامه هربرت که در قرن ۱۷ و بعد از آن بارها به زبان های مختلف اروپایی چاپ شد، حاوی تصاویری مستند و بسیار ارزشمند است. از جمله مهمترین تصاویر موجود در این سفرنامه می توان به پرتره شاه عباس، تصاویر مربوط به نحوه پوشش طبقات مختلف جامعه ایران، نحوه پوشش زنان ایرانی و اهالی نقاط مختلف ایران اشاره کرد. همچنین قدیمی ترین و شاید در نوع خود بی نظیرترین تصویر را از میدان نقش جهان می توان در سفرنامه هربرت یافت.

ژان باتیست تاورنیه
ژان باتیست تـاوِرْنیه (۱۶۰۵- ۱۶۸۹م)، جهانگرد و بازرگان معروف فرانسوی است که در عصر صفوی بارها به ایران و مشرق زمین سفر کرد. سفرنامه او در شرح وقایع دوره صفویه و وقایع دربار صفوی دارای اهمیت بسیار است.
سفرهای تاورنیه میان سالهای ۱۶۳۲ تا ۱۶۶۸ میلادی صورت گرفت. سفر اول او در زمان سلطنت شاه صفی، نوه شاه‌عباس بزرگ، و سفرهای دیگرش در زمان شاه عباس دوم و شاه سلیمان بود. این شش سفر را سه سفر بازگشت از هند تکمیل کرد که یکی از طریق دریا از بندر سورت به هرمز و دوتای دیگر از طریق قندهار بود. بدین گونه، او نه بار به ایران‌آمد.
تاورنیه در بیان آنچه دیده و نوشته دقت داشته‌است. مسائل مختلف مربوط به راهها و روستاها و شهرهای متعدد را به‌خوبی و درستی توضیح می‌دهد. در طی سفرهایش با اشخاص سرشناس متعددی روبه رو می‌شود و اطلاعاتی درباره‌آنها به دست می‌دهد که از لحاظ تاریخی بسیار ارزشمند است. اشخاصی مانند میرزا تقی اعتمادالدوله ‌و کارهای نیک و بدش، علی‌مردانخان، حاکم ثروتمند و پرقدرت قندهار که از ترس شاه صفی به دربار هند پناه برد و قندهار را به هندیان تسلیم کرد، میرزا ابراهیم، وزیر مالی آذربایجان، خواجه نظر، اولین کلانتر ارمنیان و خواجه پطرس، تاجر بزرگ ارمنی شامل این افراد می شود.
در مجموع، نظر تاورنیه درباره ایرانیان بسیار مثبت است و معتقد است که ایرانیان از همه ملل آسیا باهوش‌ترند و از فرنگی‌ها در عقل و کفایت هیچ عقب نمی‌مانند. در مورد شرایط امنیتی می‌گوید در ایران می‌توان بدون ترس سراسر کشور را پیمود و اگر مال کسی‌ را بدزدند حاکم موظف است که معادل آن مال را به او پس بدهد. به نظر تاورنیه مهمان نوازی ایرانیان درخور ستایش‌است. ایرانیان دوستدار نظم و انصاف اند و ذوق بسیار برای آموختن دارند. او معتقد است که ایران در آسیا به منزله ‌فرانسه در اروپاست.

ژان شاردن
ژان شاردن (۱۶۴۳-۱۷۱۳) جواهرفروش و جهانگرد فرانسوی بود که کتاب ۱۰ جلدی «سفرهای سِر ژان شاردن» به عنوان یکی از بهترین کارهای پژوهشگران غربی درباره ایران و شرق نزدیک برشمرده می‌شود. این کتاب در ایران با نام «سیاحتنامه شاردن» با ترجمه محمد عباسی توسط مؤسسه مطبوعاتی امیرکبیر در سال ۱۳۳۵ منتشر شده است.
ژان شاردن در سال ۱۶۴۳ میلادی، در شهر پاریس متولد گردید و در همان محل به تحصیل پرداخت. پدرش جواهرساز بود و او از کودکی آشنایی با سنگهای قیمتی و فن جواهرسازی را آموخت.
خانواده او که از فرقه پروتستان هوگِنو بودند، با کلیسای کاتولیک و مقامات رسمی فرانسه مشکل داشتند، به همین روی، او علاقه‌ای به ماندن در فرانسه نداشت و در ۲۲ سالگی نخستین سفر خود را آغاز کرد که در این سفر ۶ ساله (۱۶۶۴-۱۶۶۵ م.) ایران بیش از دیگر کشورها توجه او را به خود جلب نمود.
در سفر دومش (۱۶۷۱ م.) خانم بازرگانی به نام لسکو او را همراهی می‌کرد و سرانجام در تابستان ۱۶۷۳ م. به اصفهان رسیدند و تا سال ۱۶۷۷ م. در این شهر اقامت کردند. سپس به هندوستان رفته و پس از دو سال آنجا را به مقصد اروپا ترک کرد. این سفر آخرین سفر او به ایران بود. او لقب «تاجرشاه» را از شاه عباس دوّم دریافت کرد. سفرنامه‌ی شاردن از زمره سفرنامه‌هایی است که نویسنده تمام همت خویش را برای توصیف دقیق جزئیات مشاهده شده به کار بسته و تلاش بسیار کرده تا بتواند خوانندگانش را هر چه بیشتر در تجسم فضاهای مور بحث یاری دهد.
یکی از نقاط قوت سفرنامه‌ی شاردن دقت شگفت‌آور او در توصیف و شرح جزء به جزء شهر اصفهان می‌باشد. او که مدت‌ها در این شهر اقامت داشته محلات و ابنیه‌ آن را بسیار خوب می‌شناسد. هنگامی که خواننده به مطالعه‌ی توضیحات او پیرامون کوچه‌ها و محله‌های اصفهان می‌پردازد به خوبی می‌تواند مکان‌های توصیف‌شده را مجسم و تصویرسازی کند.

نظر خودتان را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد