چالش های برندسازی برای مقاصد گردشگری

امتیاز دهید
برند سازی مقاصد گردشگری
  • بودجه محدود

نخستین چالشی که پیش روی بازاریابان مقاصد گردشگری وجود دارد، بودجه بسیار محدود آن ها در مقایسه با بازاریابان بسیاری از خدمات و محصولات دیگر مصرف کنندگان می باشد. این مشکل را به این واقعیت بیفزایید که ترویج های گردشگری، گردشگرانی را که قصد خرید ندارند، ترغیب نخواهد کرد (و بیشتر برای قطعی کردن تصمیم آن عده که از پیش قصد بازدید داشته اند، به کار می رود) و بازاریابان مقاصد گردشگری یک دلیل واقعی برای نگرانی دارند. در نتیجه آنان به جای خرج اضافه، باید در رقابت پیش دستی نمایند که این امر به معنای خلق آگهی های تبلیغاتی بدعت آمیز و قابل توجه با یک بودجه مشخص و به بیشترین میزان رساندن مبلغ خرج شده در رسانه ها می باشد.

در اوگاندا به علت بودجه رقت آمیز تبلیغات، دانش آموزان دبیرستانی برای کمک به انتخاب شعار همیشگی این کشور آفریقای جنوبی، «هدیه شده از سوی طبیعت» استخدام شدند. در بنگلادش مقامات گردشگری کشور سعی بر آن دارند تا با بودجه ای تنها به مبلغ ۷۱ هزار دلار برای کشور برندسازی مجدد نمایند. آن ها که از موفقیت هند در کمپین «هندوستان شگفت انگیز» الهام گرفته بودند، در سال ۲۰۰۴ کمپین یک دهه ای «پیش از آمدن گردشگران بنگلادش را ببینید» را کنار گذاشتند و در حال حاضر «بنگلادش، شگفتی زیبا» را ترویج می نمایند؛ اگرچه نبود سرمایه گذاری کافی بدان معناست که این کمپین چندان موفق نخواهد بود. ماه فوزول هاکو، رئیس سازمان گردشگری بنگلادش می گوید: «تا زمانی که یک برنامه ریزی درست و پشتکار زیاد نداشته باشیم، نوع شعار گردشگری تغییری در وضعیت ما ایجاد نخواهد کرد.»

  • ملاحظات سیاسی

فشارهای سیاسی گوناگونی، بازاریابان بخش عمومی مقاصد گردشگری را تحت فشار قرار می دهد؛ آنان باید حوزه علایق محلی و منطقه ای را با هم تطبیق دهند و هویتی را ترویج نمایند که برای طیف وسیعی از حوزه های اجتماعی قابل قبول باشد. برندسازی برای مقاصد گردشگری، دائما توسط طرز فکر کوتاه مدیران سیاسی سازمان های گردشگری تضعیف می شود. از سال ۲۰۰۲ به بعد، تصمیم گیرندگان هندوستان گردشگری را جدی گرفتند و برای ترویج این کشور سرمایه گذاری مالی نمودند. خط قرمزهای بوروکراسی اداری نیز تبلیغات مؤثر و کارآمد را تحت تأثیر قرار می دهد و مغلوب خود می سازد. برای مثال، ملاحظات سیاسی در یک استان یا کشور اغلب دامنه عکس هایی را که در یک کمپین به کار می روند، تعیین می نماید. سیاست کشورهای دیگر نیز می تواند بر موفقیت یک کمپین برندسازی اثرگذار باشد. برای مثال، سنگاپور از پخش آگهی های جلف استرالیایی سر باز زد.

  • محیط خارجی

در آغاز قرن ۲۱ به وضوح ثابت شد که مقاصد گردشگری، به ویژه در معرض آسیب نیروهای خارجی مانند سیاست های بین المللی، اقتصاد، تروریسم و بلایای طبیعی قرار دارند. جنگ عراق، ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و شیوع سندرم بیماری حاد تنفسی سارس فقط نمونه هایی از بحران هایی هستند که برنامه های ترویجی مقاصد گردشگری را در چندین سال گذشته از مسیر خود خارج نموده اند. حتی بهترین تلاش ها برای برندسازی می توانند به علت ناآرامی سیاسی، جرائم فراوان یا بیماری ناکام بمانند. ویروس کشنده سارس که سبب تب و مشکلات حاد تنفسی شد، درست پس از کمپین گردشگری هنگ کنگ با شعار «هنگ کنگ نفس شما را خواهد برید» رخ داد و اقتصاد هنگ کنگ را در سال ۲۰۰۳ دچار یک رکود واقعی کرد.

  • محصولات مقاصد گردشگری

یک مقصد گردشگری، شماری از عناصر مختلف را ترکیب می کند تا بازدیدکنندگان را برای گذراندن تعطیلات یا بازدید یک روزه ترغیب نماید. این عوامل شامل مکان، وسایل رفاهی و خوراک، جاذبه های گردشگری، هنر و سرگرمی، محل های فرهنگی و محیط طبیعی می باشند. بازاریابان مقاصد گردشگری کنترل نسبتا کمی روی جنبه های مختلف محصولاتشان دارند و طیف وسیعی از آژانس ها و شرکت ها در کار ساختن هویت یک برند همکاری می نمایند. در حالی که کالاهای بسته بندی شده معمولا یک هسته مرکزی مشخص دارند تا تبلیغات مربوط به این محصولات بتوانند خودشان را با این عملکردها و ویژگی های محصول مرتبط سازند. در مقاصد گردشگری این حالت از وضوح کمتری برخوردار است. بسیاری از تلاش های برندسازی برای مقاصد گردشگری به علت نبود تمرکز از پا افتاده اند. فیلیپین طی ۳۰ سال گذشته بارها با شعارهای متفاوتی از «افتخار شرق»، «جزایر فیستا» تا «فیلیپین پرسودترین معامله در آسیا» برای خودش برندسازی نموده است. جدیدترین شعار، «فیلیپین جالب» به شدت قصد داشت که برای جذب بازدیدکنندگان خارجی غرور ملی را آهسته آهسته القا نماید.

  • خلق تفاوت ها

آخرین چالش برندسازی برای مقاصد گردشگری به رغم فشارهای موجود بر بازاریابان مقاصد، تفاوت آفرینی می باشد. کشورها معمولا  به ترویج تاریخ، فرهنگ و مناظر زیبایشان می پردازند، اما اغلب مقاصد این ویژگی ها را دارند و ایجاد یک برند بر پایه چیزی که هم اکنون مقصد را منحصرا به مصرف کننده متصل نماید یا پتانسیل انجام دادن این کار را برای آینده داشته باشد، از اهمیت بالایی برخوردار است. کمپین ۱۸۰ میلیون دلاری استرالیا به نام «کدام جهنم دره ای هستی؟» از میان شلوغی ها راه خود را باز کرد و یک پیام مشخص و متمایز را انتقال داد که از نظر مردم جذاب و قابل اعتماد بود و توانست اثری باورنکردنی از خود باقی بگذارد. طبق گفته های سازندگان این کمپین، همه آگهی های بازرگانی درباره لحن و آهنگ، هویت، تصویر و پیام بودند. اسکات موریسون، مدیرعامل گردشگری استرالیا می گوید: «تمام این ها دست به دست هم می دهند تا احساسی را منتقل نمایند؛ حسی از یک دعوت گرم، متمایز و معتبر استرالیایی که می گوید ما می خواهیم هم اکنون به این جا بیایید و قسمتی از استرالیا شوید. این حس باعث می شود به جای این که مردم این سفر را برای همیشه فراموش نمایند، تمایل پیدا کنند گام های بعدی را برای آمدن به استرالیا بردارند.» سایر شعارهای پیشنهادی پیش از این در کمپین های دیگر استفاده شده بودند. برای مثال، لاس وگاس با شعار «آنچه در لاس وگاس رخ می دهد، در لاس وگاس می ماند» به موفقیت رسیده است.

مطالب مرتبط

نظر خودتان را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد