گردشگری مبتنی بر طبیعت و اکوتوریسم در عصر پسامدرن

گردشگری مبتنی بر طبیعت و اکوتوریسم در عصر پسامدرن
5 1 نفر)
اکوتوریسم

توسعه گردشگری در فضاهای جغرافیایی علاوه بر آثار اقتصادی واجتماعی ـ فرهنگی دارای آثار زیست محیطی نیز می باشد. این آثار در صورت عدم پیگیری راهبردهای مشخص و روشن در زمینه توسعه گردشگری دارای جنبه های تخریبی بسیاری در ابعاد محیط انسانی و طبیعی می باشند. هرچند از دیگر سو گردشگری می تواند در صورت پایبندی به پایداری در مفهوم بومی کردن خود با کاستن از بار منفی محیط، زمینه ساز حفاظت از محیط زیست شود. بر این مبنا می توان با در نظر گرفتن تمامی ابعاد به راه حلی درست و منطقی دست یافت. از دیدگاه زیست محیطی توجه به فواید گردشگری نباید مانع از پرداختن به جنبه های نامطلوب این پدیده گردد. مطالعاتی که توسط سازمان ملل در مورد تاثیر گردشگری بر کشورهای در حال توسعه‌ انجام گرفت نشان از آن دارد که با وجود اینکه گردشگری موجب شکوفایی اقتصادی کشورهای میزبان گردیده ومبادلات فرهنگی را بین کشورهای مختلف قوت بخشیده است، ولی از طرف دیگر موجب خللهای اجتماعی ومحیط زیستی نیز شده است. از این رو ضرورت پرداختن به گردشگری در مفاهیمی از پایداری رخ نموده است و سبب آن شده که برنامه ریزان وسیاستگذاران امور گردشگری با دیدی وسیع‌ در‌ ترسیم راهبردهای توسعه گردشگری، دیدگاههای زیست محیطی را در زمینه پایداری محیط زیست در ابعاد انسانی و طبیعی در نظر گیرند. این خود سبب آن شده که مفاهیمی چون توسعه پایدار، گردشگری پایدار، گردشگری جایگزین و اکوتوریسم وارد ادبیات توسعه گردشگری شود.
گردشگری به عنوان یک پدیده جغرافیایی در عصر پسامدرن گسترش فزاینده ای یافته است. سیطره نگرش مدرن در ساختار شکنی زمان های برگشت ناپذیر در عصر پسامدرن، به شکل گیری جهانی موزائیک وار منتهی گردید. در این جهان اقتصاد زیباشناختی با تکیه بر سرمایه داری سازمان نایافته، پیرامون گردشگری، رویه ای معکوس از جریان سرمایه از مرکز به پیرامون را سبب شده است. اقتصاد زیباشناختی با توجه به قابلیت تمدن های سنتی از یک سو و باز تابندگی نوستالژی، شکل گیری سبک زندگی اکسپرسیونیستی و دور نمایی گردشگر از دیگر سو، برکنش های جریان گردشگری را در تمدن های سنتی فراهم آورده است.
در پسامدرنیته اوقات فراغت و گردشگری به عنوان حق، نه پاداش محسوب گردیده و به پایه‌های زندگی و هستی بدل گشته است. از این رو گردشگری پسامدرن را می‌توان فرآیندی دانست از مجموعه عوامل اقتصادی، اجتماعی ـ فرهنگی و محیطی که در یک سبک زندگی اکسپرسیونیستی به هم پیوند می‌خورند و واکنش‌های بسیاری را برای لذتِ تجربه کردن، در بسیاری از سطوح معرفتی در چارچوب هستی شناختی و پایبندی به اکنون، چه در جامعه و چه در خود سبب می‌شوند.
روند رو به رشد تعداد گردشگران بین المللی نشان دهنده آن است که گردشگری
همراه با نوآوری های تکنولوژیکی و همه گیر شدن سرمایه داری جهانی روندی از جهانی شدن را پیموده است. در واقع می توان گفت گردشگری تنها پدیده جغرافیایی است که کاملاً جهانی شده است.

گردشگری مبتنی بر طبیعت
یکی از الگوهای فضایی گردشگری شکل گرفته در عصر پسامدرن گردشگری در طبیعت یا طبیعت گردی می باشد. این الگوی فضایی در برگیرنده رویکرد گردشگران به محیط طبیعی با انگیزه های متفاوتی می باشد که گردشگر از سفر به محیط طبیعی یا طبیعت مد نظر دارد. از این رو گستره فضایی این الگو محیط طبیعی را در بر می گیرد که می تواند به عنوان مثال ساحل، جنگل، کوه و نظیر اینها باشد. این الگوی فضایی از گردشگری در برگیرنده گونه های متفاوتی از گردشگری می باشد که در این فضا، تجربه گردشگری کسب می کنند. این گونه ها می تواند شامل اکوتوریسم، گردشگری دریایی، گردشگری ورزشی و نظیر اینها باشد.
در این بین نکته مهم، تمایزی است که بین گردشگری مبتنی بر طبیعت به عنوان یک الگوی فضایی و اکوتوریسم به عنوان یک گونه از گردشگری وجود دارد. این در حالی است که در بیشتر مواقع این دو مترادف هم محسوب می شوند و حتی گاهی یکی پنداشته می شوند.گردشگری در طبیعت یک الگوی فضایی از گردشگری می باشد و شکل دهنده متنی فضایی است که خوانش آن در پیرامون سفر به نقاط طبیعی با انگیزه های متفاوت از سوی گردشگران صورت می گیرد. همچنین در بازار جهانی گردشگری، گردشگری در طبیعت یک بخش کلی محسوب می شود که اکوتوریسم جزیی از آن در کنار گردشگری ماجراجویی می باشد. در واقع اکوتوریسم بخشی در حال گسترش از بازار گردشگری مبتنی بر طبیعت است. به گونه ای که طبق برآورد «انجمن اکوتوریسم» در سال ۱۹۹۹ ، گردشگری در طبیعت یا طبیعت گردی ۲۰ درصد و اکوتوریسم ۷ درصد از بازار مسافرت جهانی را در اختیار دارد. از این رو نمی توان سفر به طبیعت را بدون در نظر گرفتن ویژگی های آن، اکوتوریسم نامید؛ در حالی که می توان این گونه سفرها را در چارچوب گردشگری در طبیعت به حساب آورد.
علاوه بر آن از نظر تعاریف نیز هیچگاه گردشگری مبتنی بر طبیعت تنها معادل اکوتوریسم نیست. در اینجا تفاوتی را می توان مشاهده کرد که مابین انگیزه های این دو وجود دارد. به عبارت دیگر هرگونه طبیعت گردی اکوتوریسم تلقی نمی‌شود و اکوتوریسم زیر مجموعه طبیعت گردی است. تاریخچه اکوتوریسم به سال ۱۹۶۵ میلادی هنگامی که واژه اکوتوریسم به کار برده شد، باز می‌گردد. این واژه در مفهوم عام چنین تعریف شده است: اکوتوریسم سفر به مناطق تخریب نشده یا غیرآلوده طبیعی با هدف مطالعه، مشاهده و لذت از زیبائیها و گیاهان و جانوران بومی، نیز نشانه‌های فرهنگی این مکانها (در صورت وجود ) می‌باشد.گردشگری مبتنی بر طبیعت بخش به سرعت رشد یابنده‌ای در نظام بازار جهانی گردشگری می‌باشد. مکانهای هدف این نوع از گردشگری، عمدتاً پارکها ملی، ذخیره گاه های حیات‌وحش سیماهای طبیعی جذاب و تماشایی و مناطق بکر و دست نخورده می‌باشد. به عبارتی دیگر گردشگری مبتنی بر طبیعت، مسافرت به منظور کسب لذت از نواحی طبیعی دست نخورده و مشاهده نزدیک حیات وحش گیاهی و جانوری می باشد، اما در مقابل ، اکوتوریسم، نوعی گردشگری طبیعی با پیامد خفیف می باشد که در راستای پایداری گونه ها و زیستگاههای طبیعی هم به صورت مستقیم از طریق مشارکت در اقدامات و برنامه های حفاظتی و هم به طور غیر مستقیم از طریق ایجاد درآمد برای جوامع محلی و در نتیجه ایجاد انگیزه برای آنها در جهت حفاظت از میراثهای طبیعی فعالانه عمل می نماید. در میان گزینه های مختلف نظام جهانی گردشگری، اکوتوریسم با اهداف ماهوی آن یعنی حفاظت از محیط زیست، التزام به جوامع محلی و احترام به ویژگیهای فرهنگی جوامع میزبان از جمله گزینه های برنامه ریزی می باشد، که دارای بیشترین سازگاری با مفهوم توسعه پایدار می باشد.
گردشگری مبتنی بر طبیعت، صنعت صادراتی بسیار مهمی در جهان می‌باشد. در جوامع غربی، مسافرت به منظور تجربه طبیعت‌وحش دارای قدمت طولانی بوده و پدیده ایست که مورد اقبال زیادی واقع شده است. نخستین برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته در جهت پاسخگویی در خور به این نیاز در ایالات متحده با طراحی پارک یلواستون سال ۱۸۷۲ و در استرالیا با طراحی پارک رویال سال ۱۸۷۹ و در کانادا با معرفی پارک بنف سال ۱۸۸۵ صورت گرفته است.
درحال حاضر، تلاشهای اولیه به یک روند عمومی تبدیل شده و سیستمی جهانی متشکل از هزاران منطقه حفاظت شده در سراسر نقاط دنیا وجود دارد. طی سالهای ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۴ شمار مناطق حفاظت شده با ۱۸۵ درصد رشد به ۹۹۳۲ واحد افزایش یافت و وسعت پارکهای ملی به ۶۴۶۳۴۹۹۲۶ کیلومتر مربع بالغ گردید که نسبت به سال ۱۹۷۰ رشد ۵۱۵ درصدی داشته است. طی این مدت برخی از کشورهای در حال توسعه وسعت زیادی از قلمرو ملی خود را به مناطق حفاظت شده اختصاص داده‌اند که میتوان به کشورهای آفریقایی نظیر تانزانیا (با ۵/۱۱ درصد)، بوتسوانا (با۲/۱۸)، زیمباوه (۳/۱۱ درصد) سنگال (با۸/۱۰درصد)، و زامبیا (با ۱/۲۹درصد) اشاره نمود.
درمیان کشورهای کمتر توسعه یافته، کنیا و تانزانیا مثالهای گویایی برای بیان روند رشد افزایشی گردشگری مبتنی بر طبیعت می‌باشند. درسال ۱۹۵۰ کشور تانزانیا صرفاً پذیرای کمتر از هزار گردشگر بین‌المللی بود که این تعداد در سال ۱۹۹۵ به ۳۵۰۰۰۰ نفر افزایش یافت و تعداد گردشگر در سال ۱۹۹۴ در کشور کنیا به ۸۶۵۳۰۰ نفر رسید و شایان ذکر است که در هر دو کشور فوق در صنعت گردشگری کاملاً به مناطق طبیعی وابسته می‌باشد.
بر اساس برآورد سازمان جهانی گردشگری، گردشگری مبتنی بر طبیعت ۷ درصد کل اقتصاد گردشگری بین المللی را به خود اختصاص می‌دهد. طبق مطالعات مؤسسه منابع جهانی در حالیکه صنعت گردشگری در مجموع رشد سالانه‌ای معادل ۴ درصد داشته، گردشگری مبتنی بر طبیعت رشد سالانه ۳۰ ـ۱۰ درصدی را تجربه می‌کرده است.
گردشگری مبتنی بر طبیعت یا طبیعت گردی، می تواند در چارچوب انگیزه های متفاوتی باشد
که تنها فضای طبیعی را مدنظر داشته و انگیزه مربوطه هیچ گونه رابطه مستقیم با محیط طبیعی ندارد و حتی گردشگر نسبت به محیط دارای هیچ حساسیتی نیست. در حالی که اکوتوریسم بنا به تعریف آن توسط مؤسسه بین المللی اکوتوریسم در سال ۱۹۹۱ یک مسافرت مسئولانه به مناطق طبیعی که محیط زیست را حفظ و زندگی راحت مردم محلی را تثبیت نماید» تعریف شده است. از این رو اکوتوریسم واجد چهار ویژگی مشخص و بارز می باشد که عبارتند از:
۱. سفر به یک منطقه طبیعی
۲. سفری که حامی حفاظت از تنوع زیستی باشد
۳. سفری که برای جوامع میزبان محلی سودمند باشد
۴. سفری که به درک و فهم عمیق از طبیعت و محیط زیست رهنمون باشد.
به عبارت دیگر اکوتوریسم می تواند واجد این چهار ویژگی زیر باشد:
۱. وابسته به طبیعت باشد.
۲. از لحاظ اکولوژیک پایدار باشد و به عبارتی کمترین آسیب و اثرات سوء را برای طبیعت نداشته باشد.
۳. آموزش و ارایه ارزشهای منطقه مورد بازدید، عنصر اصلی آن بازدید باشد.
۴. جوامع محلی و میزبان در آن مشارکت داشته باشند.
اکوتوریسم یعنی تورهای گردشگری به منظور جذب تمامی انواع طبیعت دوستان،
طبیعت شناسان، دانشمندان، هنرمندان و ماجراجویان که انگیزه‌ اصلی آنها صرفاً تفریح نیست بلکه تماشای شگفتیهای طبیعت، گونه‌های کمیاب، پدیده‌های طبیعی، حتی الامکان در شرایط دست نخورده و بکر است.
فعالیتهای اکوتوریستی عبارت است از پیاده روی های برنامه ریزی شده ایستگاهی و همچنین دامنه نوردی، عبور از رودخانه‌های خروشان با قایق‌های بادی، سفر به مناطق ییلاقی و میهمان عشایر و ساکنان بومی این محلها شدن، سفر به روستاها و مزارع اطراف روستاها به منظور لذت بردن از طبیعت و آشنایی با فرهنگ اهالی، کوه پیمایی، سفر به مناطق صعب العبور طبیعی، بازدید از غارهای طبیعی، مطالعه طبیعت گیاهی و جانوری، تماشای حیوانات و پرندگان، آشنایی با محیط زیست طبیعی در قالب دیگری به نام سافاری و با استفاده از خودروهای روباز برای تماشای حیوانات و پرندگان. فعالیتهایی نیز اکوتوریسم به شمار نمی روند که عبارتند از شکار، اسکی و تورهای ماجراجویانه که اثرات تخریبی فراوانی به محیط زیست طبیعی وارد می کنند.
اینگونه فعالیت ها را می توان نوعی از گردشگری وابسته به طبیعت به حساب آورد که در پایداری آنها باید کوشید. کشورهای آمریکا و کانادا در قاره آمریکا، اتریش، آلمان، سوئد، فنلاند، انگلستان و ایتالیا در قاره اروپا، نپال، هند، پاکستان و چین در قاره آسیا و کنیا، آفریقای جنوبی و الجزایر در قاره آفریقا دارای عملکرد موفقیت آمیز در اکوتوریسم و به طور کلی طبیعت گردی هستند.
این خود نشان از گرایش اکوتوریسم به سمت حفاظت از طبیعت دارد به بیانی دیگر گونه ای از گردشگری طبیعت گرا را به ذهن متبادر می سازد. از این رو تعداد سفرهای که بتوان به آنها برچسب اکوتوریستی زد بسیار محدود می باشد و این با گردشگری در طبیعت که به عنوان یک الگوی فضایی گردشگری شکل می گیرد و واجد تنها یک ویژگی از ویژگی های اکوتوریسم که همان سفر به مناطق طبیعی است، بسیار متفاوت می باشد. در این میان می توان تفاوت بین گردشگری در طبیعت و اکوتوریسم را تفاوت بین شهرنشینی و شهرگرایی مقایسه کرد که اولی نشان از جمعیت شهری دارد و ساکنان شهر را مدنظر قرار می دهد و شهرگرایی، در برگیرنده مفهوم فرهنگ شهری و برخاسته از مدنیت در فضای شهری می باشد. بر این مبنا گردشگری در طبیعت، تعداد و فضای گردشگری در رابطه با مناطق طبیعی را در برمی گیرد و اکوتوریسم در برگیرنده مفهومی از فرهنگ گردشگری در حفاظت از محیط زیست را در بردارد.
با توجه به مشخص شدن تمایز مابین گردشگری در طبیعت و اکوتوریسم، می توان گردشگری در طبیعت را اینگونه تعریف کرد :
گردشگری در طبیعت یا طبیعت گردی، سفر به مناطق طبیعی در رابطه با بهره‏بری گردشگری با انگیزه های متفاوت از مناطق طبیعی بوده که آثار مثبت و منفی را برای آن مناطق در بر دارد».
بنابراین تعریف گردشگری در طبیعت یا طبیعت گردی به عنوان یک الگوی فضایی در چند وجه باید مورد توجه قرار گیرد که در وهله اول سفر به مناطق طبیعی است و در وهله دوم بهره بری از مناطق طبیعی مدنظر می باشد و در آخر تأثیراتی که جریان گردشگری در این مناطق برجای می نهد، دارای اهمیت است.
این در حالی است که الگوهای فضایی گردشگری در عصر پسامدرن خود حاصل ساختار شکنی گردشگری دوران مدرن می باشند و در چارچوب گرایش سرمایه داری سازمان نایافته برای ادغام تمامی فضاها در چرخه سود، قرار می گیرند. گردشگری در طبیعت نیز خود در این چارچوب قرار می گیرد از این رو توجه به پایداری به عنوان راهکار مهار سرمایه داری در این زمینه (همانگونه که در فصل اول توضیح داده شد) اهمیت فراوانی دارد؛ بخصوص از آن رو که در این الگوی فضایی، مناطق طبیعی مدنظر می باشند. هرچند در این بین اکوتوریسم با توجه به ویژگی های خود در زیر مجموعه گردشگری پایدار نیز قرار می گیرد، ولی با این وجود همانگونه که بیان شد اکوتوریسم تنها بخش کوچکی و یک گونه از گردشگری در الگوی فضایی گردشگری در طبیعت می باشد.

منبع: www.ecotourism.org


نظر خودتان را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد