گردشگری و پایداری فرهنگی

گردشگری و پایداری فرهنگی
5 1 نفر)
گردشگری و پایداری فرهنگی

مقدمه
پرسش در این باره که چگونه می توان فرهنگ های محلی را به طور کلی و یا جزئی برای توسعه ی اقتصادی و اجتماعی بدون صدمه به خود فرهنگ بسیج نمود، همچنان به صورت یک دغدغه عمده باقی مانده است. مردمان بومی مدت هاست که به دلیل فرهنگ منحصر به فرد خود بعنوان جاذبه های گردشگری شناخته شده اند و به همین دلیل دغدغه های زیادی برای حفاظت از فرهنگ اصیل بومی را در میان بسیاری از جوامع ایجاد نموده اند. کالایی شدن و تجاری شدن فرهنگ و در نتیجه از بین رفتن آن به شکل فزاینده ای منجر به نگرانی مفسران فرهنگی شده است و منتقدان گردشگری اغلب گردشگری را مسئول بروز این مشکل می دانند.
روابط درون یک جامعه، بسیاری از تعاملات، سبک زندگی، آداب و رسوم و سنت ها همگی در اثر ورود گردشگران با عادات، سبک های زندگی، آداب و رسوم متفاوت مورد مبادله قرار خواهند گرفت. حتی اگر جامعه از این تغییر و تحولات جان سالم به در ببرد، ممکن است فرهنگ آن به شکل غیر قابل بازگشتی مورد تغییر قرار بگیرد.
برای رسیدن به تعامل گردشگری فرهنگی و توسعه پایدار باید همه اقشار یک جامعه با برنامه‌ریزی مبتنی بر اصول توسعه پایدار تلاش کنند تا این امر به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود و این تلاش‌ها صرفا به عهده صاحب‌نظران و فرهیختگان یک جامعه نیست، چون برای ارتقا سطح زندگی آینده این مقوله در اختیار بخش یا صنعت و یا یک قشر خاص نیست و مربوط به تمام زمان‌ها و مکان‌ها است.
بدین منظور ضروری به نظر می‌رسد که ضمن بررسی اصول توسعه پایدار صنعت گردشگری به صورت اجمالی و همچنین آثار و مبانی گردشگری فرهنگی به صورت منفرد برای رسیدن به یک مدل مورد قبول تاثیرات این دو مقوله را نسبت به یکدیگر و سپس آثار اقتصادی و اجتماعی را نسبت به این دو مقوله تحلیل و بررسی کنیم.
ما در این مقاله سعی داریم تعریفی از پایداری فرهنگی و راه کارهای دستیابی به پایداری فرهنگی در چارچوب گردشگری پایدار ارائه دهیم.

تعریف پایداری فرهنگی
پایداری فرهنگی-اجتماعی به معنی کاهش اثرات مضر اجتماعی و فرهنگی ازقبیل: جرم جنایت، خوش گذرانی مفرط، بیزاری جامعه میزبان از گردشگران، تمسخر و تحقیر فرهنگ سنتی، ازهم پاشیدگی روشهای زندگی و تقویت علاقه و افتخار به عناصر تعریف کننده یک فرهنگ یا جامعه بدون محبوس کردن آن در زمان گذشته (جلوگیری از تغییر و تحول به روز شدن آن) می باشد. Smeral پایداری فرهنگی را اینگونه تعریف میکند:
«توانایی مردم درحفظ و تطبیق عناصری از فرهنگ خود که آنها را سایر مردم متمایز می سازد».
در بحث گردشگری فرهنگی عموماً دو محور مورد بررسی قرار می‌گیرد، محور اول گردشگری مرتبط بامیراث فرهنگی یک مقصد است و بیشتر در این دیدگاه بعد تاریخی یک جامعه مورد نظر است و محور دوم گردشگری فرهنگی موضوع زمان حال و فرهنگ جاری یک مقصد را مدنظر قرار می‌دهد.
در حقیقت گردشگری فرهنگی نوعی از گردشگری است که گردشگر را به فراگیری، آموزش، کنکاش و کسب تجربه درباره فرهنگ حال و گذشته جامعه مقصد و مقایسه آن با داشته‌ها و انگیزه‌های جامعه خود و دیگران وامی‌دارد و در واقع تجربه کیفی میان گردشگر و محیط مورد بازدید قرار می‌گیرد.
بدیهی است که با توجه به تنوع مقوله گردشگری فرهنگی و همچنین تنوع گردشگران فرهنگی در میزان انگیزه و نیازها، انتظارات، سلیقه و علائق آنها در بازدید از یک مقصد تفاوت‌های بسیاری وجود داشته باشد و این تفاوت‌ها باعث برداشت‌های گوناگونی می‌شود، بنابراین میزان رضایت و بهره‌مندی هم متغیر است و جمع‌آوری و به روز کردن این رضایت‌مندی می‌تواند راهگشای سیاست‌گذاران صنعت گردشگری در بخش گردشگری فرهنگی با توجه به درجه حساسیت آن باشد که این به عنوان یکی از اساسی‌ترین راهکارهای توسعه پایدار در بخش گردشگری فرهنگی پیشنهاد می‌شود.

راه کار های دستیابی به پایداری فرهنگی در چارچوب گردشگری پایدار
اثرات فرهنگی حضور گردشگران اجتناب ناپذیر می باشد، اما روشهای کنترل مضرترین اثرات گردشگری، بر رفتار مسئولانه ی گردشگران و ممانعت از تحریف فرهنگ محلی به عنوان عناصر ضروری گردشگری پایدار تاکید دارد.
آنتونی هوپر در کتاب خود با عنوان «فرهنگ و توسعه ی پایدار» در ادامه ی بحث درباره اثرات مثبت توسعه ی پایدار به این مسئله می پردازد که موضوعات توسعه، موضوعات مدیریتی هستند که در ماتریس قدرت در سطوح خانواده، روستا، قبیله، ملت، منطقه و جهان جای گرفته اند. وی سه حوزه عملکردی عمومی را به منظور توسعه گردشگری پایدار پیشنهاد میکند که عبارتند از:
۱. تشریح دستورالعمل های منطقه ایی، محلی و ملی به منظور ارزیابی اثرات فرهنگی. چنین ارزیابی هایی باید توسط قانون و قبل از تصویب هرگونه فعالیت های توسعه صورت پذیرند.
۲. تعهد در برابر دارایی های ملی شامل انجام پیمایش، تهیه نقشه ها از تمامی سایت ها و میراث فرهنگی فیزیکی غیر قابل انتقال و تعیین ظرفیت تحمل بازدید کننده با توجه به حمایت بلندمدت از آنها در چارچوب همایش ۱۹۷۲ میراث جهانی یونسکو و سایر ابزار های مناسب بین المللی، ملی، محلی.
۳. تدوین فصول آموزشی درباره میراث منطقه ای، ملی و به خصوص محلی در سیستم های رسمی مدارس و نیاز به تعلیم افراد ترک تحصیل کرده در مراکز غیر رسمی با هدف مجوز دادن و تعلیم راهنمایان متخصص محلی
به منظور تبدیل گردشگری به یک ابزار قابل دوام برای حفاظت از محیط و اجتماع چندین عامل باید مورد توجه و بهبود قرار بگیرند. از جمله این عوامل عبارتند از:
• اطلاع رسانی به گردشگران و جامعه میزبان
• افزایش کیفیت و اصالت محصولات گردشگری و سایت ها با ارائه اطلاعات مفید و دقیق از جاذبه ها، رویداد ها و ویژگی های فرهنگی و بومی
• حفاظت و مدیریت سایت ها با توجه به ظرفیت تحمل (Carrying Capacity) سایت که این موضوع نیازمند همکاری صنعت گردشگری با محافظت کنندگان حرفه ای و عمل کردن تحت راهنمایی آنها است.
• مدیرت مالی به منظور تأمین منابع مورد نیاز برای حفاظت و نگه داری از سایت ها با استفاده از سود حاصل از درآمدهای گردشگری و نه با استفاده از کاهش منابع عمومی.
• برنامه ریزی درونی و مدیریت بومی و سهیم کردن جامعه محلی در سود حاصل.
هنگامی که تفاوت های فرهنگی بین مردم بومی و گردشگران که اغلب از جوامع مرفه هستند، قابل توجه میگردد، شاهد پدیده کالایی شدن فرهنگ خواهیم بود. اگر چه گردشگری با برنامه ریزی و مدیریت مناسب می تواند به تشویق حفظ فرهنگ های باستانی بپردازد اما اغلب در اثر آن شکل محلی زندگی به یک تمثال تجاری از آن تنزل می یابد. در اینجا است که موضوع «اصالت سازماندهی شده» اهمیت می یابد که طی آن جامعه میزبان قادر است گردشگران را قانع کند که جشنواره ها و فعالیت هایی که که در «منطقه پیشخوان» مقصد (مانند لابی هتل ها یا رستورنها) صورت میگیرند اصیل هستند و به این صورت میتوانند از منطقه «پسخوان» واقعی که شامل خانه های ساکنین محلی و نواحی است که زندگی مردم بومی در جریان است، محافظت کنند. گردشگران همواره به دنبال اصالت ها بوده اند و یکی از مشکلات گردشگری جایگزین که به عنوان یکی از ابزار های گردشگری پایدار همواره مطرح بوده است، این است که گردشگران را به نفوذ در منطقه ی پسخوان تشویق میکند.

نظر خودتان را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد