مدیران و چالش تنهایی

مدیران و چالش تنهایی
امتیاز دهید

چالش بحرانی مدیران تنهایی است

رهبران و مدیران ارشد معترف هستند که بزرگ ‌ترین مشکل آنها هنگام وقوع یک بحران، تنهایی است. آنها می‌گویند کسی نیست که بنشیند و مشکلات آنها را بشنود. رهبران به خوبی آگاهی دارند که مسوولیت نهایی بر دوش آنها و سرنوشت کارکنان در دستان آنهاست. اگر رهبر یک سازمان شکست بخورد، دود آن به چشم کارکنان نیز می رود. نتایج نظرسنجی سالانه CEO Snapshot Survey در سال ۲۰۱۲ نشان داد که نیمی از مدیران شرکت‌کننده در این نظرسنجی در محیط کار احساس تنهایی کرده و بیش از ۶۰ درصد آنها اعتقاد دارند که این احساس تنهایی بر عملکرد آنها تاثیر منفی می گذارد. «توماس ساپوریتو»، مدیر شرکت بین ‌المللی PHR در این رابطه می‌گوید: «مدیران از احساس انزوا به ستوه آمده ‌اند.» برای یک مدیر آسان نیست که هیات‌ مدیره یا کارکنانش را فرا بخواند و با آنها از مشکلات و ترس ‌هایش بگوید. امکان دارد، یکی از این افراد راز‌دار نباشد. هر صحبت کوچکی امکان دارد به شایعه‌ ای بزرگ تبدیل شود. از سوی دیگر، دوستان یا افراد خارج از محیط کار شاید درک درستی از مشکلات و چالش ‌هایش نداشته باشند. با الی گشت همراه باشید:

مطالب مرتبط:
چگونه در جایگاه مدیریت مبارزه کنم و پیروز میدان شوم؟!
چالش های مدیران تازه کار
alone manager

زمانی مشکل ‌ساز است که بحرانی اتفاق می افتد. کسانی که زمانی از «دوستان» شما بودند، تنهایتان می‌ گذارند. «جیمی دایمون» مدیر ارشد اجرایی موسسه مالی «جی.پی مورگان» از روزهای تنهایی ‌اش می‌گوید: «زمانی که از شرکت سیتی‌گروپ بیرون آمدم، تنها کسانی که حامی من بودند، خانواده، دوستان دوران دبیرستان و دانشگاهم بودند.»بسیاری از مدیران تلاش دارند، مشکلات را خود به تنهایی و بدون درخواست کمک از دیگران حل کنند. تصمیم‌ گیری درباره یک بحران، بدون مشورت با افراد قابل اعتماد و استفاده از نظرات آنها چندان منطقی به نظر نمی آید. برای گرفتن تصمیمات درست بهتر است با دیگران مشورت کنید و این تنها در صورتی امکان دارد که در طول زمان میان شما و همکارانتان روابطی عمیق و بر پایه اعتماد شکل گرفته باشد. به همین علت، هیچ راه‌ حلی نیست که بتواند یک شبه مشکل تنهایی رهبران را حل کند. حل این مشکل نیازمند گذر زمان است. اگر جزو آن دسته از رهبرانی هستید که احساس تنهایی می‌کنید، بهتر است «گروه حامیان» خود را همین حالا تشکیل دهید. اولین کسی که تمام مسائل خود را با او در میان می‌گذارید، کیست؟ همسرتان، دوست صمیمی‌ تان یا مشاورتان. فرقی ندارد که او کیست. او نخستین عضو تیم حامیان شماست.

پس از آن نوبت مربیان است. مربیان، همان افراد خردمندی هستند که می‌توانید روی کمک‌ آنها حساب کنید. طی سالیان سال مدیریت، من هم از کمک ‌های این مربیان بی ‌نصیب نبوده‌ام. این روزها من اگر با مشکلی مواجه شوم، نزد همکارانم در دانشگاه هاروارد می ‌روم. خوشبختانه دو نفر از مربیانم از من جوان ‌ترند که می ‌توانم درباره دانش روز، تکنولوژی، شبکه ‌های اجتماعی، گرایشات مدیران جوان و هر آنچه به نسل جوان ارتباط دارد، از آنها اطلاعات بگیرم.شما نیازمند یک حمایت مداوم هستید و این وظیفه اعضای گروه شماست که از شما حمایت کنند. گروه حامیان شما را یاری کرده تا خود را بشناسید، بازخورد صادقانه دریافت کنید و مسائل را از زوایای مختلف بررسی کنید. «وارن بنیس» یکی از چهره ‌های مشهور رهبری سازمانی در رابطه با مقابله با رویدادهای غیرمنتظره بیان می کند: «گروهی تشکیل داده که اعضای آن با شما صادق و روراست باشند، حقایق را به شما گفته و شما نیز بتوانید حقایق را با آنها مطرح سازید.»خوشبختانه چند گروه دیگر در محیط کار از من حمایت می‌کنند. یکی از این گروه‌ها، گروه هشت‌ نفره ‌ای است که حدود چهل سال از تشکیل آن می‌گذرد و اعضای آن هر هفته با یکدیگر دیدار می‌کنند. سایر گروه‌ها هر ماه یکدیگر را دیده و گاهی با هم به سفر می‌روند. آنها در سختی و خوشی همراه من بوده‌اند و این برای من واقعا ارزشمند است. علاوه ‌بر این، بیش از ۶۰۰۰ نفر در مدرسه کسب ‌وکار هاروارد، تحت‌تاثیر کتاب اخیر من پیرامون همین موضوع، گروه ‌هایی ۶ تا ۸ نفره تشکیل داده و در رابطه با مسائل شخصی و شغلی خود با یکدیگر گفت ‌وگو می‌کنند.

گروه حامیان باعث می‌ شود شما احساس تعلق خاطر داشته باشید. «برنه براون» در این رابطه می‌گوید: «یکی از اساسی ‌ترین نیازهای بشر، احساس عشق و تعلق خاطر است. ما به لحاظ زیست ‌شناختی، روان ‌شناختی، جسمی و روحی نیازمند هستیم که دوست داشته و دیگران دوستمان بدارند.» گروه حامیان شما گاهی در نقش یک آینه ظاهر شده و حقایق را به شما می‌گوید. گاهی هم شما را به چالش کشیده یا ترغیب می‌کند. مورد حمایت قرار داشتن، بر احساسات فرد نیز تاثیر می گذارد. اگر فرد یا افرادی از شما حمایت کنند، شما احساس بهتری دارید. محققان در کلینیک مایو (یکی از بزرگ ‌ترین مراکز تحقیقاتی علوم پزشکی جهان) به تازگی دریافته‌ که روابط احساسی عمیق، میزان استرس، اضطراب و احتمال ابتلا به افسردگی را کم می کند. شاید تعجب کنید اما روابط صمیمانه و نزدیک می‌تواند ساختار بیولوژیک بدن شما را عوض کند. در سال ۲۰۰۶، مجله طب رفتاری در گزارشی اعلام کرد که هر چه میزان حمایت اجتماعی بیشتر باشد، نرخ مرگ و میر کمتر می شود. همچنین میان حمایت اجتماعی و افزایش سیستم ایمنی بدن رابطه‌ای مستقیم هست. هیچ‌کس به تنهایی موفق نیست. لازم است که همین امروز برای تشکیل گروه حامیان خود اقدام کرده تا در مواقع عدم اطمینان، بحران‌ ها و حتی جشن گرفتن موفقیت ‌ها تنها نباشید.

نظر خودتان را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد