مهمترین عوامل استرس زا در سازمان ها

مهمترین عوامل استرس زا در سازمان ها
5 1 نفر)

تجربه ای  است همگانی و عمومی که هر کس به کرات  آن را در  زندگی خود احساس کرده  است ، برخلاف تصور ، استرس همیشه شامل حوادث ناخوشایند نیست، بلکه می  تواند  محصول موفقیت های خوشایند و مطلوبی نیز  باشد که سازگاری مجددی را در فرد مطالبه می کند . در ادامه با الی گشت همراه باشید.

مطالب مرتبط:
با استرس‌های سرکار مقابله کنیم
افزایش استرس و نگرانی برای کاربران شبکه های اجتماعی
استرس

۱-سیاست های نسنجیده ،خط مشی های ناعادلانه و تبعیضات  ناروا در محیط کار از عواملی هستند که موجب  استرس ، فقدان انگیزه ، پایین آمدن روحیه  و دلسردی در کارکنان  می گردد.

سیاست های ناعادلانه  می تواند در پرداختی ها ،حقوق و مزایا ، توزیع  نا عادلانه کار و … منظور گردد.در تحقیقی که توسط نگارنده در یکی از دانشگاه ها انجام گردید از بین ۲۸ عامل استرس زا، عامل تبعیض  در محل کار  با میانگین ۶۴۳/۳  از ۵ و با رتبه ۲ و درجه عامل استرس زای  زیاد شناسایی گردد.برای حل این مشکل می توان با تربیت و گزینش نیروهای کارآمد و ارزشی  و تدوین مقررات و قوانین جامع  و اجرای سیاست های عادلانه سازمان  را به نحو مطلوبی اداره نمود.

۲-میزان حقوق  و عدم تطبیق آن با  مخارج  و فعالیت ها به ویزه در شرایط فعلی که به نظر می رسد یکی از موارد  مهم  دغدغه ذهنی کارکنان  است . طبق  تئوری برابری (equity  theory) از جی استسی ادمس (    j.stacty adams   )  نیز کارکنان  آنچه  به انجام  دادن  کار خود  به دست  می آورند و نیز  آنچه  برای انجام  وظایف  شغلی  ارائه می کنند مقایسه  می کنند.  اگر به این نتیجه  برسند  که داده های  آنها  به سازمان  در مقایسه با دیگران ، بیشتر است  گرفتار تنش  می شود.برای مثال  اگر فردی  احساس  کند  به اندازه  کافی  به او حقوق و دستمزد  پرداخت  نمی شود ، از کار  خود ناراضی  می شود .بنابراین  ضرورت  دارد مسوولان  نظام  در جهت  سلامت  و بهداشت  افراد  جامعه در این زمینه  اقدامات  اساسی به عمل  آورند.

۳-عدم مشارکت  کارکنان در سازمان ها  نیز  یکی  از عوامل  ایجاد فشار  برای کارکنان می باشد. اصولا مشارکت  افراد سازمان ها در تصمیم  گیری ها  مزایای  زیادی دارد و ضمن اینکه  کارکنان را به  کار ترغیب  می کند باعث می شود  افراد  سازمان  به جهت  احساس مهم بودن آرامش خاطر به دست آورند .

۴-ارزشیابی های عادلانه  و یا بدون  شناخت  کافی از افراد  و تبعیض قائل  شدن  در بین کارکنان  هنگام ارزیابی ، اعضای  سازمان را گرفتار  فشارهای  عصبی  می نماید.اگر کارمند و یا کارگری  احساس  نماید  در محیط کار خود  در زمینه های  مختلف  تبعیض پنهان و آشکار  وجود دارد و به تلاش  ها  و زحمات  او  بهای لازم داده نمی  شود  و یا  نادیده گرفته می  شود ،موجب ایجاد  فشار  برای او خواهد شد و هنگامی  این  فشار مضاعف می گردد که ببیند  به کسانی  ارج  و بهاء داده می  شود  که  شایستگی  لازم  را در محیط کار ندارند.بنابراین  با ارزشیابی های  عادلانه و توجه به فعالیت  های  اعضای  سازمان می توان  از بروز  این فشارها  جلوگیری نمود.

۵-کنترل های  بی مورد و آزار دهنده در محیط کار  و سازمان ناشی از بی اعتمادی به کارکنان می باشد . تحقیقات نشان می دهد که این شیوه بدبینی  و ریاکاری  را در سازمان  افزایش می دهد.از  طرفی  موجب نگرانی  و اضطراب  و نتیجه  آن کاهش  کارایی  فرد را به همراه خواهد داشت . باید در سازمان ها  فضایی به وجود آید  که در آن اطمینان  و اعتقاد  مبنای  روابط متقابل بین کارکنان  باشد. زیرا در محیطی  سرشار از اعتماد  ، اعضای  سازمان  با آرامش  بیشتر در جهت نیل به اهداف سازمانی  تلاش  خواهند  نمود. بنابراین باید  با انتخاب  شیوه های خود کنترلی و یا کنترل های غیرمستقیم  و نامحسوس به جای کنترل های مستقیم ، شدید ، مستمر و آزار دهنده  می توان  از بروز فشارهای عصبی شدید جلوگیری نمود.

۶-قوانین خشک و غیرقابل انعطاف نیز در سازمان می تواند  یکی  از عوامل  ایجاد  فشار بریا کارکنان و ارباب و رجوع باشد.ممکن است  برخی از ضوابط و مقررات بسیار ناقص باشند و متناسب با شرایط و مقتضیات  فعلی سازمان ها نباشند.بنابراین  مدیرانی  که دارای مسوولیت  و اختیار  می باشند ، باید  این قوانین و ضوابط را با  توجه به فرهنگ  ، امکانات  ، نیاز ، توان  جامعه  و انسان ها مورد بازنگری  قرار دهند  و با انعطاف پذیر نمودن و تعدیلات  معقول تنش های  موجود را کاهش  دهند.

۷-تغییرات غیرمنطقی و جابه جایی  مکرر  و بدون  دلیل کارکنان می تواند  یکی  از عوامل  ایجاد  فشار  باشد. بنابراین  در صورت لزوم  تغییرات  باید با فرهنگ سازی و پس از  رفع  نگرانی  های کارکنان در زمینه های  مختلف  و جلب مشارکت  آنان به این تغییر و تحولات  اقدام نمود.

۸- تضادهای  مختلف  در  سازمان  ، این تضاد ممکن است  فردی ،فرد با گروه ، گروه با گروه  در سازمان باشد .مانند  تضادهای  بین  واحدهای  صف و ستاد  و یا تضاد  بین منافع فردی  و اقدامات سازمان . مدیران باید  ضمن هوشیاری  و درک این  تضادها  با مدیریت  نمودن تضادها  راهکارهایی  زا اتخاذ نمایند که فعالیت ها و انرژی  افراد ، گروه های  رسمی  و غیر رسمی در جهت  اهداف سازمانی  هدایت گردد. به عبارت دیگر  کارکنان و گروه ها دریابند که تحقق  اهداف آنان در صورتی امکان پذیر  است که اهداف سازمان تحقق یابد.

۹-شرح  شغل های  غیر واقعی  نیز  می تواند  یکی از عوامل فشار به کارکنان  باشد. زیرا اگر  شرح شغل کارکنان  متناسب  با کاری که انجام می  دهند  نباشد بدیهی  است  که فشار قابل ملاحظه ای را متحمل خواهند شد.

۱۰-شرایط فیزیکی محل کار مانند سرو صدای بیش  از حد  در محیط کار ، گرما و سرما ، وجود گازهای سمی ، نور کم و ناکافی نیز می تواند عامل ایجاد فشار برای کارکنان باشد.

نظر خودتان را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد