سفر به عمق ناشناخته ها، موزه میکروب

micropia_overzicht_museum

معمولا صحبت از موزه که می شود همه به یاد آثار هنری یا آثار ارزشمند باستانی می افتند

اما واقعیت این است که یک سری موزه های علمی نیز وجود دارد که عجایب و دیدنی های دنیای علم و تکنولوژی را به نمایش می گذارند. در میان این دسته از موزه ها، موزه ای تحت عنوان «موزه میکروب» در کشور هلند واقع در شهر آمستردام که زادگاه علم میکروب شناسی است، احداث شده است که ما قصد داریم در این مطلب آن را برایتان توصیف نماییم. پس با الی گشت همراه باشید.

مطالب مرتبط:
موزه مادام توسو
بهترین موزه دنیا: موزه هنر چیچو در نائوشیما

اطلاعات کلی

نام دیگر این موزه میکروپیا (Micropia) می باشد که پس از ۱۲ سال توسعه و ۱۰ میلیون یورو سرمایه گذاری سرانجام در ماه سپتامبر ۲۰۰۴ افتتاح شد. همانطور که از نام موزه میکروب می تواند حدس زد، هیچ یک از موجودات به نمایش درآمده در آن، بزرگ تر از مورچه نیستند و بیشتر شان از مورچه هم بسیار کوچک ترند. از آن جمله می توان به کک های آبی پرسرعت zipping water fleas، خرس آبی شکست ناپذیر invincible tardigrades، جلبک سبز green algae و انواع باکتری ها بی شمار اشاره نمود.

ساخته شدن یک موزه برای میکروب ها بیانگر این واقعیت است که بیشتر میکروب ها نشانه پلیدی یا پدید آورنده بیماری نیستند و بخش حیاتی و مهمی از دنیای اطراف ما را تشکیل می دهند.

موزه میکروب یا اگر بخواهیم دقیق تر باشیم موزه ای که در فاصله ۴۰ مایلی آمستردام قرار گرفته، در سال های دور در قطب تجاری و شلوغ دلفت قرار داشت که پارچه فروشی به نام آنتونی ون لیوونهوک برای اولین بار در تاریخ موفق به دیدن باکتری شد. لیوونهوک بدون هیچ گونه تعلیمات علمی، موفق به ساخت میکروسکوپ شد.

این انسان کنجکاو لنزهای فوق کوچک خود را مابین صفحات برنجی قرار  داد و به این صورت دستگاهی به وجود آورد که ظاهری شبیه به یک لولای درب مجلل داشت و در حقیقت به عنوان ذره بینی فوق العاده قوی عمل می کرد. او با این ذره بین به هر چیزی از موی حیوانات گرفته تا اجزای مختلف گیاهان، به دقت نگاه می کرد. اما کشف واقعی زمانی بود که او با لنزهای خود به نمونه آب های جمع آوری شده از برکه، آب کوزه ای خارج منزل، آب کانال های دلفت و مناطق دیگر نگاه کرد. بارها و بارها این عمل را تکرار کرد و هر بار زندگی را در تعداد بیشماری مشاهده نمود. بله، موجودات بسیار ریزی در این آبها در حال جنبش بودند. او این موجودات ریز را که ما امروزه آنها آغازیان و باکتری ها نامگذاری کرده ایم، جانوران کوچک نامید.

پس از گذر از باجه بلیط فروشی، یک کپی از عالی ترین میکروسکوپ های لیوونهوک اولین چیزی است خودش را به شما نشان می دهد. از جمله این نمونه ها می توان به دم نوش فلفل، خزه های یک تالاب محلی و جرم دندان اشاره کرد.

همان گونه که می بینید توجه به چنین مواردی نشان دهنده کنجکاوی بی حد و مرز لیوونهوک است.

بعد از گذشتن از مجموعه لیوونهوک، وارد آسانسوری خواهید شد و ویدئویی از خودتان روی سقف می بینید. به محض بالا رفتن آسانسور، این ویدئو روی چهره شما زوم کرده، نزدیک و نزدیک تر می شود و خیلی آهسته از یک ویدئوی واقعی به انیمیشنی از مژه و سلول های پوستی و سپس باکتری و در نهایت ویروس تبدیل می شوید. درهای آسانسور که باز می شوند، در طبقه دوم با تعدادی کلمه مواجه می شویم که با نقاط روشن نوشته شده اند و مانند یک کولونی زنده سوسوی کم نوری می زنند. دقت که می کنید جملات زیر پیش رویتان ظاهر می شود:

« از نزدیک که نگاه کنید، دنیای جدیدی برای تان آشکار می شود، دنیایی زیباتر و تماشایی تر از آنچه تصور می کردید. به میکروپیا خوش آمدید»

بلافاصله پس از این قسمت می توانید از طریق تعدادی میکروسکوپ که بر کرم، قالب لجن، لارو پشه، جلبک و باکتری حوض تنظیم شده اند، نگاهی دست اول به این دنیای جدید داشته باشید.

و اما مورد آخر یک بزرگنمایی ۲۰۰ برابر است که به طرز شگفت انگیزی برابر با همان مقداری است که میکروسکوپ دست ساز لیوونهوک می توانست به آن دست یابد. به احتمال زیاد او هم موفق به دیدن این شگفتی ها شده البته قطعا نه به راحتی ما. چراکه او مجبور بود تنها با یک چشم به درون لنزهای کوچکی نگاه کند.

بعد از این میکروسکوپ ها، صفحه ای با ارتفاع ۷ پا قرار دارد که وقتی جلویش بایستید دوربینی قرار گرفته است که بدن شما را اسکن می کند. در این هنگام یک آواتار میکروبی بر صفحه ظاهر شده که پوستش با نقطه های سفیدی دورگیری شده و ارگان های داخلی آن با رنگ هایی روشن نمایش داده می شوند.

در اینجا همچنین می توانید در مورد ساکنان شکم، دل و روده، پوست، دهان، بینی، جمجمه و تاثیر آنها بر رفتار، سیستم ایمنی، هضم غذا و محافظت در برابر بیماری ها نیز اطلاعاتی به دست آورید.

معمولا مردم میکروب ها را مساوی با بیماری و بدی می دانند اما آنچه در این موزه می آموزیم کاملا برعکس است و به نظر می رسد بازدیدکنندگان نیز به سرعت با این دیدگاه که بدنشان کاملا متعلق به خودشان نیست کنار می آیند. چرا که آگاهی از این اطلاعات باعث نمی شود افراد خود را عقب بکشند، اخم کنند یا به بینی شان چین و چروک بیندازند، همانگونه که لیوونهوک نیز این کارها را نمی کرد.

وقتی او جرم دندانش را بررسی کرد، دانستن این موضوع که در دهان او زندگی در جریان است برایش شگفت انگیز بود. تنفر زمانی به وجود آمد که لوئی پاستور و دیگر پیشگامان تایید کردند برخی میکروب ها مسئول آفت و طاعون هستند. از آن زمان بود که ما میکروب ها را دشمن فرض کردیم و روش های بهتری برای از بین بردن آنها به وجود آوردیم که از آن جمله می توان به آنتی بیوتیک ها و مواد ضدعفونی کننده اشاره کرد.

موزه میکروب بازدیدکنندگان خود را به عصری غیرپاستوریزه بر می گرداند، زمانی که ارگانیسم های کوچک غیر از آنکه اهدافی برای حذف باشند، شگفت انگیز بودند. در اینجا دیواری وجود دارد که با پلیت های آگار که از پشت نورانی شده اند پوشیده شده است.

در بعضی از این پلیت ها، اجتماعی از باکتری یا کپک وجود دارد که می توان مکان هایی را که اولین بار در آن شروع به رشد نموده اند ردیابی کرد: مکان هایی از قبیل دسته کلید، گوشی، موس کامپیوتر، ریموت کنترل، مسواک، دستگیره در و حتی یک اسکناس از این جمله هستند.

یکی دیگر از نقاط قابل توجه موزه میکروب ، درخت زندگی است که یک دیوار را به خود اختصاص داده است. به پادشاهی افتخارآمیز انسان ها، حیوانات و گیاهان دایره ای کوچک در گوشه ای اختصاص داده شده و بقیه ی این درخت با میکروب ها و باکتری های آشنا و همچنین گروهی در ظاهر شبیه و در اصل متفاوت با آنها به نام Archaea به بار نشسته است.

نظر خودتان را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد