سفرنامه کوش آداسی

سفرنامه کوش آداسی
5 1 نفر)

سفر به کوش آداسی

سفر به کوش آداسی یا جزیره پرندگان برای خیلی‌ها آفتاب طلائی و آب‌های خوش رنگش را تداعی می‌کند. مقصدی که برای تعطیلات و دوری از روزهای کاری و شلوغ انتخاب خوبی و دلچسبی است. شنیدن سفرنامه افرادی که به مقصدهای مختلف سفر کردند، سفرهای آنها را برای ما ملموس و زنده می‌کند. با الی گشت همراه باشید تا سفرنامه گردشگری به کوش آداسی را از زبان خودش بشنویم.

مطالب مرتبط:
کوش آداسی و راهنمای سفر به گوشه‌ای از بهشت
کدام دیدنی‌ها و مراکز خرید کوشی آداسی را نباید از دست داد؟
سواحل کوش آداسی

یکی از روزهای تیر ماه بود که بعد از تحقیق و کلی پرس و جو در مورد سفر به کوش آداسی، پرواز و هتل‌هایش به آنجا رفتم. هتلی که می‌خواستم ظرفیتش تکمیل بود، بنابراین هتل دیگری را که نمی‌شناختم، رزرو کردم. قبل از رفتن به هتل کمی نگران بودم؛ چراکه چیز زیادی در مورد آن نمی‌دانستم اما خب دیگر دلم را به دریا زدم و رفتم تا برای چند روز دور از شهر و شلوغی‌هایش تفریح کنم. با پیاده شدن از هواپیما در فرودگاه عدنان مندرس ازمیر و بعد از گرفتن چمدانم به همراه لیدرمان راه افتادیم به سمت هتلمان در کوش آداسی و حدود یک و ساعت و نیم در راه بودیم تا رسیدم. البته باید بگم دیدن جاده‌ای که در آن بودیم برایم لذت‌بخش بود. به هتل در کوش آداسی که رسیدیم، از آنچه که فکر می‌کردم فوق‌العاده بهتر بود، یک هتل تمیز با لابی خیلی بزرگی روبرویم بود. دلم می‌خواست همان موقع بروم هتل را بگردم که آمدند و کم کم راهی اتاق‌هایمان کردند. وسایلم را همانجا در اتاق گذاشتم و بیرون آمدم تا بروم مستقیم سراغ صبحانه در سالن انتهای لابی هتل. صبحانه کاملا مفصلی بود، با بیش از ۳۰ نوع خوردنی مختلف روی میز…
بعد از صبحانه به گشت‌وگذار در هتل رفتم، هتل دو استخر داشت، یکی کوچک و دیگری بسیار بزرگ. در طول سفرم می‌دیدم معمولا کنار استخر بزرگ موزیک پخش می‌کنند و کسانی که دنبال استراحت نبودند آن را انتخاب می‌کردند. در کنار استخر کوچک، آرامش عجیبی بود. هتل ما دقیقا کنار دریا اژه بود، وقتی در استخر شنا می‌کردم می‌توانستم دریا را هم ببینم. در روزهایی که آنجا بودم هر روز حوالی ظهر کنار استخر غذاهای مختلفی ارائه می‌دادند و بعد از ظهرها هم با عصرونه‌های خوشمزه و خوشرنگ، شیرینی، میوه و… از مهمان‌های هتل پذیرایی می‌کردند.

غذاهای هتل

چیزی که در این هتل برایم آرامبخش بود فضای سفید و روشن آن بود. همه چیز در ظاهر هتل و اتاق‌ها به رنگ سفید بود! از دکور و تخت گرفته تا تلویزیون. این انتخاب رنگ سفید به آرام شدن فضا خیلی کمک کرده بود. از طرفی همه‌ی اتاق‌ها رو به دریا بودند و می‌توانستم با ایستادن در بالکن شیشه‌ای دریای زیبای اژه را ببینم.
برویم سر اصل مطلب! غذا. از آنجائیکه من عاشق غذا هستم با وسواس بیشتری به آن اهمیت می‌دهم. هتل‌های کوش آداسی از آنجائیکه خودشان جاذبه‌های این شهر به حساب می‌آیند سعی می‌کنند با ارائه غذاهای خوب، متنوع و با کیفیت رضایت گردشگران را جذب کنند. هتلی که من در آن بودم هم مستثنی نبود، رستوران‌های متنوعی داشت و خوبی برخی از آنها این بود که می‌توانستیم در فضای باز کنار دریا غذایمان را میل کنیم. برخی شب‌ها نیز یک گروه‌های موزیسین همزمان با صرف شام برایمان می‌نواختند. یکی از روزهایی که در کوش آداسی بودم به دلفین لند رفتم، جائیکه دلفین‌های بامزه با بازیگوشی آدم را حسابی سرگرم می‌کنند. باقی روزم را صرف گذراندن در آدالند کردم. آدالند، یکی از بزرگ‌ترین پارک‌های آبی در اروپاست که تا تجربه نکنید لذتش را نمی‌توانید تصور کنید.

آدالند

پیشنهاد می‌کنم اگر تورتان دارای گشت شهری است، حتما از آن استفاده کنید. کوش آداسی را من فقط به ساحل و تفریحات دریایش می‌شناختم، اما اینجا مملو از جاهای دیدنی بود که خبر نداشتم. در گشت تور به بازدید از یک بازار قدیمی و مسجدی دیدنی رفتیم. پس از آن در کوچه پس کوچه‌های شهر گشتم و در کافه‌ رستوران‌ها، غذاهای اصیل ترکی را تجربه کردم.
در یکی از روزهای سفرم، صبح زود از هتل بیرون زدم و با دلموش به سمت میدان اصلی شهر رفتم. تا شب در فروشگاه‌های کوش آداسی مخصوصا سوکه، کاله ایچی و … چرخیدم و خرید خوبی هم کردم، قیمت‌های اینجا واقعا مناسب بودند. بعضی از آن فروشگاه‌ها به اندازه‌ی یک شهر وسعت داشتند و آدم واقعا زمان برای گشت‌زنی در آنها کم می‌آورد. فردای آن روز تا حوالی ظهر مشغول سرگرمی‌های هتل بودم که به پیشنهاد یکی از همسفرانم به بازدید از جزیره‌ی کوچک کبوتر رفتم که در فصل مهاجرت پرندگان، خانه‌ای برای آنها می‌شود. به دلیل وجود این جزیره به کوشی آداسی جزیره پرنده هم می‌گویند. تا یادم نرفته بگویم این جزیره ساحل آرام و دنجی داشت.
برنامه روز اخر سفر من به کوش آداسی بازدید از شهر ازمیر بود. با وارد شدن به ازمیر با یک شهر مدرن و بزرگ روبرو شدم. بعد از کلی گشت‌وگذار در شهر برای خرید به فروشگاه بزرگ ایکیا و مرکز خرید فوروم بورنوا رفتم که فرصت خوبی برای خرید با قیمت‌های مناسب در اختیارم گذاشته بود. در نهایت با بازگشت به هتل و جمع‌آوری وسایلم همراه با خاطره‌ای خوش و حس رضایت به سمت ایران بازگشتم.

نظر خودتان را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد