این رفتارهای مخرب، حس خوشحالی را از شما می گیرد!

شما به چه رفتارهایی مخرب می گویید؟

بعضی رفتارهای سمی نه تنها شما را از شادی و سرزندگی دور می کند بلکه می تواند از نظر روحی، جسمی شما را تحت تاثیر قرار دهد. پس خودتان را از این رفتار های مخرب دور کنید.

می تواند دلیل عمده نارضایتی شما از زندگی همین رفتارهای سمی باشد که به تخریب روح و جسمتان منجر می شود. پس اگر بدنبال لذت بردن از زندگی هستید این رفتارها را بشناسید و هر چه زودتر ترکشان کنید.

رفتارهای سمی، طیف بسیار گسترده‌ای دارند که در اینجا نمی‌توان درباره‌ی همه‌ی آنها صحبت کرد. اما ما فهرستی از عادات و رفتارهای نابودگر را که معمولا از آنها غافلیم و وقتی متوجه‌شان می‌شویم که دیگر خیلی دیر شده است، تهیه کرده‌ایم. پس در ادامه با الی گشت همراه باشید.

رفتارهای سمی

همیشه می‌خواهید دیگران را راضی نگه دارید

مطالب مرتبط:رهبران و ورزشکاران چه ویژگی های اخلاقی مشترکی دارند؟خصوصیات اخلاقی کسانی که زیاد به سفر می روند

اینکه بخواهید به دیگران لطف و آنها را شاد کنید خیلی خوب و تحسین‌برانگیز است و همدلی و توجه شما را نشان می‌دهد، اما همان‌طور که می‌دانید حفظ تعادل در رفتار و اعمال امری ضروری‌ است. بنابراین اگر مدام به دنبال راضی کردن دیگران باشید و بخواهید همه را خرسند نگه دارید، در نهایت خشنود کردن دیگران برای‌تان دردسر می‌شود و خودتان در نارضایتی و ناراحتی فرو خواهید رفت. اگر بیش از حد برای راضی نگه داشتن اطرافیان‌تان تلاش کنید فرصت محقق کردن نیازهای خود را از دست می‌دهید و اگر سخت در تلاش باشید که دیگران را خوشحال کنید، در حالی‌که خودتان آشکارا ناراضی هستید، روح‌تان تخریب خواهد شد. اگر همیشه مشغله‌ی شاد کردن دیگران را داشته باشید و تمام تکاپوی‌تان در این مسیر باشد، پس چطور می‌خواهید بفهمید که چه چیزی خودتان را واقعا خوشحال می‌کند؟ اجازه ندهید ترس از طرد شدن یا شکست، مسیر واقعی زندگی‌تان را تغییر بدهد چون با این کار فقط خودتان را خواهید رنجاند. از همه مهم‌تر، کسانی که همیشه به دنبال راضی کردن دیگران هستند مشکلات زیادی برای خود ایجاد می‌کنند، استرس دارند، به راحتی اعتماد نمی‌کنند، احساس بی‌ارزشی و بی‌لیاقتی می‌کنند و معمولا در روابط‌شان مورد سوء‌ِاستفاده و اجحاف قرار می‌گیرند. شما سزاوار شاد بودن هستید، پس از ته دل شاد باشید و شادی دیگران را به شادی خودتان ترجیح ندهید. اینکه پیوسته به دنبال شاد کردن دیگران باشید، شما را خوشحال نمی‌کند! اگر این واقعیت را درک کنید، خیلی زود خواهید فهمید چه چیزی واقعا خوشحال‌تان می‌کند؛ آن نوع خوشحالی و رضایتی که مخصوص خودِ خود شماست.

خودتان را با کسانی که شناختی از آنها ندارید مقایسه می کنید

عجیب نیست که خود را با کسانی که می‌شناسید مقایسه کنید چون مقایسه کردن جزئی از طبیعت بشر است، گرچه درست و منطقی نیست. اما در مورد آنهایی که هرگز ملاقات‌شان نکرده‌اید چطور؟ احمقانه است! چطور ممکن است یک نفر خودش را با کسی مقایسه کند یا به کسی حسودی کند که هرگز با او برخورد نداشته است؟ در اینستاگرام، پینترست، فیس‌بوک، اسنپ‌چت و بسیاری از فضاهای مجازی دیگر عملا این امکان وجود ندارد که باطن و واقعیت زندگی دیگران را ببینیم. شما تنها آن چیزی را می‌بینید که جلوی لنز دوربین قرار گرفته است و از واقعیت پشت آن بی‌خبرید. باید باور کنید که شادی در دسترس همه است، از جمله شما! مقایسه‌‌ی کردن خودتان با دیگران احساس ناامنی و نارضایتی با خود به همراه دارد.
این را هم باید بدانید که بیشتر اوقات تصاویری که می‌بینید ممکن است نمودی از کامل و بی‌عیب بودن باشد، اما شاید واقعیت چیزی بسیار متفاوت باشد. فراموش نکنید کسانی که در این تصاویر می‌بینید مانند شما انسان هستند و فراز و نشیب‌هایی در زندگی‌شان دارند. پس به جای اینکه با دیدن این عکس‌ها احساس ناامیدی و ضعف کنید، از همین چیزی که هستید لذت ببرید و خوشحال و شاد باشید.

رفتارهای سمی

سرتان را خیلی شلوغ می کنید

متأسفانه در جامعه‌ی امروز پرمشغله بودن معادل کارآمد بودن و موفقیت تلقی می‌شود، در حالی‌که ابدا این‌طور نیست! اینکه مشغول باشید می‌تواند صرفا به این خاطر باشد که نمی‌خواهید در نظر دیگران تنبل جلوه کنید و برچسب بیکار و بی‌خیال بودن به شما نخورد، یا اینکه نمی‌خواهید با واقعیت زندگی روبه‌رو شوید. هر دوی اینها ناخوشایند هستند و به مرور زمان وقتی ببینید این مشغولیت شما ابدا به کارتان نیامده و ثمره‌ای نداشته است، رضایت و شادی خود را نابود شده خواهید دید. چون آدمی هستید پُر از استرس و نارضایتی و از نظر روحی و جسمی بیمار! دست از ظاهرسازی یا سردرگمی در مشغله‌‌های مختلف بردارید و روی چیزی تمرکز کنید که واقعا از انجام آن لذت می‌برید، در آن کارآمد هستید و ثمره‌ای برای‌تان دارد. از وقت‌تان خوب استفاده کنید، کارهایتان را اولویت‌بندی کنید و هر وقت احساس نیاز کردید به خودتان استراحت بدهید.
سرکوب کردن احساسات، بدون تردید یکی از سمی‌ترین رفتارهایی است که می‌توانید با خودتان داشته باشید. خودخوری و بروز ندادن احساسات نه تنها بر شادی و رضایت کلی ما از زندگی تأثیر منفی دارد بلکه روی روابط و حرفه‌ی ما نیز اثر منفی و مخرب می‌گذارد و از نظر جسمی هم بیمارمان می‌کند. البته منظورم این نیست که در مقابل هر ناراحتی، فورا واکنش نشان بدهید یا با هر نظر مخالفی سریعا وارد جنگ شوید؛ فقط بدانید خیلی مهم است که هر وقت لازم بود حرف بزنید و نظرتان را ابراز کنید، حتما این کار را انجام دهید. وقتی چیزی حال‌تان را بد می‌کند، ساکت نمانید و جسورانه اما با حفظ خونسردی و آرامش آنچه را که احساس می‌کنید به ضررتان است از خود دور کنید و هر وقت مورد بی‌احترامی قرار گرفتید، با قاطعیت و اعتماد به نفس از خود دفاع کنید.
شما نیز مانند دیگران حق دارید شاد و راضی باشید، احساس امنیت کنید و مورد توجه قرار بگیرید.

فکر می‌کنید عشق یعنی رنج کشیدن

معلوم نیست ماجرا از کجا شروع شد اما جایی و زمانی در این دنیا، این ایده که عشق ماندگار معادل رنج و عذاب و درد کشیدن و هجران است، شکل گرفت و رشد کرد. عشق نباید بر پایه‌ی سختی و مصیبت باشد و نباید آن را محکی برای تحمل درد تلقی کرد. وقتی عشق را با رنج یکی می‌کنیم، هر مصیبت و دردی را وارد زندگی‌مان می‌کنیم و عشق واقعی را زیر آنها پنهان و نابود می‌کنیم. متأسفانه بیشتر اوقات یک سری احساسات و حوادث بی‌ارزش و وحشتناک را تحت نام عشق به خود می‌قبولانیم و این اشتباهی است که به راحتی دچارش می‌شویم. زیبایی عشق زمانی جلوه می‌کند که با هم رشد کنید، از هم حمایت کنید و با هم از طوفان‌ها گذر کنید. پس عشق را برای خود رنج کشیدن و صبوری کردن معنا نکنید و ناتوانی و ضعف را با عشق اشتباه نگیرید، بلکه آن را معادل رشد و تکامل بدانید. این طرز تفکر درباره‌ی عشق، به شما اطمینان می‌دهد که با خودتان و عشق‌تان روراست هستید.

رفتارهای سمی

به ندای درون‌تان گوش نمی‌دهید

همه‌ی ما یک ندای درونی داریم. این صدا مخصوص ماست و واقعا به نفع ما عمل می‌کند. گوش دادن به این صدا یا حس درونی و توجه کردن به هشدارهایش نه تنها به شما کمک می‌کند صداهای بی‌فایده‌ی بیرونی را فیلتر کنید، بلکه به شما کمک می‌کند چیزهایی را که مانع خوشحالی‌تان هستند بشناسید و با آنها روبه‌رو شوید. البته مواجهه با آنچه که ترجیح می‌دهید فراموش‌ کنید یا همان ندای درونی که می‌خواهید نشنیده بگیرید، کار راحتی نیست، اما مزیت‌های فوق‌العاده‌ای دارد. اول اینکه گفت‌و‌گویی که با خودتان دارید محرمانه باقی می‌ماند و هیچ‌کس کلمه‌ای از آن را نخواهد فهمید! دوم اینکه به شما کمک می‌کند با ترس‌های‌تان شاخ به شاخ شوید! سوم هم اینکه مجبورتان می‌کند از دویدن‌ها و تقلاهای بی‌فایده دست بردارید و در مسیر درست خوشبختی قدم بگذارید.
صدای درون یا همان حس ششم‌تان را جدی بگیرید، چراکه تمام کلیدهای شادی و رضایت شما دست این صداست!

مشخص نمی‌کنید دقیقا از زندگی چه می‌خواهید

اگر مسیرتان را مشخص نکنید و خود را به امواج بسپارید، حتما گم می‌شوید! اما اگر به این فکر کنید که واقعا از زندگی چه می‌خواهید، به خودتان فرصت می‌دهید که با خود روراست باشید. اگر با خود و دیگران صادق باشید و بدانید از زندگی چه می‌خواهید حتما راه‌تان را پیدا خواهید کرد و در مسیر اشتباه قرار نخواهید گرفت. پس نباید خودتان را با دیگران مقایسه کنید و فکر کنید در پیش گرفتن مسیری که دیگری رفته، شما را به همان‌ جایی می‌رساند که او رسیده است. شما باید راهی را انتخاب کنید که مختص خودتان باشد. قرار گرفتن در مسیر درست خودتان باعث می‌شود ایده‌ها و ایده‌آل‌های خود را معطوف دیگران نکنید و خودِ واقعی‌تان باشید.
یک برگ کاغذ بردارید، اسم‌تان را بالای ورقه درشت و پررنگ بنویسید، دورش را خط بکشید جوری که کاملا خودنمایی کند، زیرش هم هر چه را که از زندگی می‌خواهید بنویسید؛ دقت کنید هر چیزی که خودتان می‌خواهید را بنویسید نه آنچه که دیگران برای‌تان می‌پسندند یا از شما انتظار دارند یا انجام می‌دهند. یادتان باشد این مسیر شماست پس هدف‌هایتان را با معیارهای کوچک یا بزرگ نسنجید چون تنها معنای این کار این است که دارید اهداف‌تان را با هدف‌های دیگران مقایسه می‌کنید. این برگه را همیشه همراه خود داشته باشید تا هر وقت که لازم شد نگاهی به آن بیندازید، اهداف‌تان را مرور کنید و مطمئن شوید که راه را درست ادامه می‌دهید.

اجازه می‌دهید ترس محدودتان کند

ترس از شکست، ترس از موفقیت، ترس از هرگز شاد نبودن، ترس از خیلی شاد بودن و … . بله، زندگی زیر سایه‌ی ترس حتما ناامیدتان خواهد کرد! ترس، شیوه‌ای برای دور کردن شما از لذت بردن است و اگر اجازه دهید ترس بر شما مسلط شود و تعیین کند چگونه زندگی کنید در واقع حکم زندان را برای خودتان صادر کرده‌اید. اگر ترس مانع شادی‌تان شود و مجبورتان کند زندگی بدون شور و هیجان را تحمل کنید، سمی و خطرناک است. تصمیم بگیرید که از این به بعد اجازه ندهید ترس بر شما حکمرانی کند یا غل و زنجیر به دست و پایتان ببندد. اگر رویکرد درستی نسبت به ترس داشته باشید و آن را کنترل کنید، موهبتی نجات‌بخش، راهنما و پنجره‌ای به سمت رؤیاهای ناشناخته خواهد بود.

نظر خودتان را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد