شاه چراغ ، اکسیری از زیبایی و آرامش

شاه چراغ

شیراز را در یک عبارت می توان شهر جاذبه ها دانست! از مردم خونگرم و مهمان نوازش تا آثار تاریخی بی نظیر و بناهای زیبا و طبیعت دوست داشتنی اش. از میان هزار جاذبه ی شیراز، شاه چراغ را می توان اصلی ترین جاذبه ی مذهبی آن دانست. به دلیل قداست و معماری بی نظیرش، شاه چراغ به یکی از محبوب ترین جاذبه های زیارتی ایران تبدیل شده است. همراه الی گشت به شهر شیراز می رویم تا با این بنای مذهبی بیشتر آشنا شویم:

شاه چراغ
مطالب مرتبط:
همه چیز درباره نقش رستم شیراز
دنیای نور و رنگ در مسجد نصیر الملک شیراز

بنا بر اعتقاد شیعیان، ۲ پسر امام هفتم یعنی امام موسی کاظم در اینجا به خاک سپرده شده اند. بیشتر تزیینات زیادی که در این بنا دیده می شود، در دوران قاجاریان به آن اضافه شده است. از نظر بازدید گردشگران، شاه چراغ به عنوان سومین مکان مذهبی پر بازدید  در کشور بعد از حرم امام رضا و حرم حضرت معصومه در قم، شناسایی شده است.

آرامگاه شاه چراغ در شهر شیراز و در میدانی به نام احمدی قرار گرفته است. طبق آنچه مشخص است، ایشان در قرن سوم به شهر شیراز رفتند و همانجا هم وفات پیدا کردند و در همانجا به خاک سپرده شدند.

در آرامگاه شاه چراغ چه می بینیم؟

آرامگاه شاه چراغ یک منطقه ی وسیع با حیاط و حوض ها و بخش های مختلف است که تا مدتی قبل صحن و حیات مستقلی داشت تا اینکه در دهه ی شصت مورد مرمت قرار گرفت و تغییراتی مانند وسعت ایوان حرم در آن انجام شد.

داخل حرم شاه چراغ

معماری این بنای مقدس

در مورد ایوان حرم باید گفت که قدمت آن به دوران قاجاریان می رسد و در قسمت شرق حرم قرار گرفته است. این ایوان، ۳۸٫۳۰ متر طول و ۵٫۵ متر عرض دارد و ۱۰ ستون بلند آن را نگه داشته اند. یکی از زیباترین بخش های حرم، سقف آن است که کاری از هنرمندان ماهر است که به زیبایی هر چه تمام تر، تزیین شده است. در اطراف ستون های ایوان، نام های خداوند نوشته شده است و نمای جلویی آن از سنگ مرمر است که با نقش های اسلیمی مزین شده است.

نمای زیبایی از چلچراغ و سقف شیشه ای

چرا به شاه چراغ، شاه چراغ می گویند؟

در مورد اینکه چرا شاه چراغ را به این اسم می خوانند آمده است که:

تا دوران امیر عضدالدوله دیلمی، کسی نمی دانست که حضرت احمد ابن مموسی در انجا دفن شده است چرا که شکل ظاهری محل دفن مانند یک تپه ی گلی کوچکی بود. در کنار این تپه، پیرزنی در خانه ای کوچک زندگی می کرد و شب های جمعه چراغی را می دید که با شدت تمام در بالای تپه می درخشید. به این ترتیب شک این پیرزن هر جمعه بیشتر و بیشتر می شد تا اینکه به پیش امیر عضدالدوله دیلمی رفت و موضوع را به او گفت.

در ابتدا این حرف بسیار تعجب آور بود طوری که درباریان حرف او را باور نکردند. اما از آنجا که امیر مرد روشنی بود، تصمیم گرفت تا شب جمعه به خانه ی پیرزن برود و صحت حرف او را آزمایش کند.

شب جمعه امیر به خانه ی این پیررزن رفت و از او درخواست کرد تا به محض دیدن نور، اورا از خواب بیدار کند. نیمه های شب  مانند هر جمعه شب دیگر، نوری بالای تپه دیده شد اما این بار بسیار پرنورترو قوی تر از دفعه های قبل. پیرزن که دچار احساس شدید شده بود ۳ بار فریاد زد: «شاه! چراغ». بعد هم امیر بیدار شد و وقتی نور را دید، حرف او را باور کرد… و این چنین بود که این نام بر ایشان نهاده شد.

نظر خودتان را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد