باورش سخت است اما این موجودات عجیب بارها دیده شده اند

موجودات عجیب و مرموز عصر مدرن

موجودات عجیب و ترسناکی در جهان وجود دارند که در تاریکی پنهان می شوند، از جنگل های دور دست شکار می کنند و در عمق یخی دریاچه ها پنهان می شوند. به طور غیرمنتظره و غیر قابل توضیح ظاهر می شوند و سپس به طور اسرار آمیزی از بین می روند. آن ها معمولا شاهدان را در حالی که از ترس زیاد شوکه شده اند و متاسفانه بدون هیچ گونه سر نخی رها می کنند. با این حال، داستان های شاهد عینی این موجودات همچنان ادامه دارد و باعث می شوند که تخیل ما همچنان بدون سند ادامه یابد.

با الی گشت همراه باشید تا ۵ مورد از مرموز ترین موجودات جهان را برایتان توصیف کنیم. بعضی از آنها احتمال وجودشان بیشتر از بقیه می باشد با این حال قضاوت با شماست.

عجیب

۱- پا گنده یا یتی

مطالب مرتبط:
عجیب ترین مخلوقات تاریخ در زیرزمین یک یتیم خانه
ترسناک ترین مخلوقات دریایی+ تصاویر

این موجود شبه انسان مودار احتمالا دیده شده ترین موجود ناشناخته در جهان است. آن ها با اسامی مختلفی صدا می شوند و در مناطق منزوی و کوهستانی تقریبا در هر گوشه ای از جهان دیده شده اند. تعداد زیادی مشاهدات، که بسیاری از شهروندان قابل اعتماد گزارش شده است یتی را یکی از به احتمال واقعی ترین موجودات جهان کرده است. ممکن است این موجودات عجیب را به زودی پیدا کنیم. هرچه بشر عمیق تر و عمیق تر پیش میرود این احتمال می رود که فناوری ممکن است به جستجوی این موضوع کمک کند. توصیف هایی که از آنها شده به این صورت است:

– بلندتر از مرد معمولی (دو تا سه متر)

– موهای بلند سفید قهوه ای

– یک بوی قوی و زننده

– پاهای بزرگ، همانطور که از ردپاها پیداست

– دارای نفرت زیادی از انسان

یتی

۲- هیولای لخ نس (نِسی)

با وجود تجهیزات الکترونیکی پیچیده ی دانشمندان، این هیولاها  که در دریاچه های متفاوت جهان وجود دارند همچنان از دست دانشمندان دور مانده اند. با این حال، مشاهدات، اگرچه نادر است، همچنان ادامه دارد. هیولای لخ نس (نِسی) بدون شک شناخته شده ترین و مرموزترین موجود آبزی است. شرح این موجود نیز شگفت انگیز است:

 

– یک موجود بزرگ با گردن بلند

– سری شبیه اسب

– گوژ پشت مانند

نسی

۳- چوپاکابرا

اگر چه برخی از مشاهدات به دهه ۱۹۷۰ میرسند، چوپاکابرا – “مکنده بز” – اساسا یک پدیده دهه ۱۹۹۰ است و شهرت آن تا حد زیادی توسط اینترنت پخش شده است. این مشاهدات در سال ۱۹۹۵ به طور جدی آغاز شد و گزارش هایی از پورتوریکو از موجودی عجیب و غریب که دام های کشاورزان – جوجه ها، اردک ها، بوقلمون، خرگوش و البته بز ها – و گاهی اوقات صدها حیوان را در یک شب می کشت. کشاورزان که با شیوه های کشتار سگ های وحشی و سایر شکارچیان آشنا بودند، ادعا کردند که روش های این موجودات عجیب متفاوت بوده است.

برای مثال حیواناتی را که کشته بودند نه  می خوردند نه به جای دیگری می کشاندند. در عوض، این موجود قربانیان را با زخم های متعددی مجروح می کرد تا خون آن ها بیشتر ریخته شود.

سپس توضیحات عجیب و غریب شاهد عینی آمده است:

  • اندازه شامپانزه
  • مانند کانگورو می پرد
  • چشم های درخشان و قرمز بزرگ
  • پوست خاکستری و بازوهای مودار
  • زبان مار مانند
  • زانوهای تیز
  • تیغ هایی روی ستون فقرات که مانند یک فن باز و بسته می شوند
  • بعضی معتقدند که آن ها حتی بال داشته اند
چوپاکاپرا

۴-  شیطان جرسی

می گویند که موجود وحشتناکی وجود دارد که چوب کاج را پرت می کند، و به خاطر ظاهر ترسناک آن، نام شیطان جرسی را به دست آورده است. افسانه شیطان جرسی حدودا به اواسط سال ۱۷۰۰ میلادی میرسد، زمانی که به عنوان علامت فاجعه یا جنگ شناخته شد، اما تا اوایل دهه ۱۹۰۰ مشاهدات دیگری آغاز نشد. بعضی از محققان ادعا می کنند که بیش از ۲۰۰۰ شاهد گزارش کرده اند که این موجودات عجیب را در طول قرن ها دیده اند. اگر چه نادر است، مشاهدات تا امروز ادامه دارد.

توصیف ها متفاوت هستند، اما این ویژگی های رایج ترین موارد ذکر شده است:

– حدود ۹ متری

– سر مانند سگ  نژاد کالی و چهره ای مثل یک اسب

– گردن بلند

– بال هایی حدود ۶۰ سانتی متر

– پاهای پشتی مانند پرنده ماهی خوار بزرگ

– سم اسب

– راه رفتن توسط پاهای عقب در حالی که پاهای کوتاه جلویی اش را که پنجه داشند بالا نگه می دارد

جرسی

۵- شیطان دوور

در ماساچوست، در طول چند روز برای اولین بار یک موجود عجیب و غریب دیده شد. این موجودات عجیب که شیطان دوور نام گرفتند با اینکه دفعات اندکی دیده شده اند اما یکی از ترسناک ترین و مرموز ترین موجودات جهان مدرن به حساب می آید. اولین مشاهده توسط بیل بارتلت ۱۷ ساله انجام شد، او و سه دوستش در ساعت ۱۰:۳۰ شب در شمال شهر کوچک نیوانگلند رانندگی می کردند. در تاریکی شب، بارتلت ادعا کرد که یک موجود غیر عادی در کنار یک دیوار سنگی در کنار جاده دیده می شود – چیزی که هرگز پیش از آن دیده نشده بود و نمی توانست شناسایی کند. پسران دیگر آن را نمی دیدند، اما برای آنها واضح بود که بارتلت با دیدن آن شروع به لرزیدن کرد. وقتی او به خانه رسید، به پدرش در مورد تجربه اش گفت و موجود را نقاشی کرد.

فقط چند ساعت پس از دیدار بارتلت، ساعت ۱۲:۳۰ صبح، جان باکستر قسم خورد که او همان موجود را در هنگام رفتن از خانه دید. پسر ۱۵ ساله او را زمانی که دستانش را دور تنه درخت پیچیده بود مشاهده کرد و او را درست شبیه چیزی که بارتلت گفته بود توصیف کرد.

دوور

روز بعد، فرد ۱۵ ساله دیگری، اَبی برابام، یکی از دوستان بیل بارتلت، گفت که او مدت کوتاهی در نور چراغ اتومبیل ظاهر شد در حالی که او و دوستانش رانندگی می کردند. باز هم، توصیف سازگار بود. این موجودات عجیب را بدین گونه توصیف میکنند:

– قدی حدود ۱ متر و بیست سانت با چهار پا

– بدن بدون پوست با بافتی خشن

– اندامی کشیده و صورتی رنگ پریده

– سر بزرگ هندوانه شکل، با چشمان بسیار بزرگ نارنجی

منبع: thoughtco.com

  1. آنا

    درزمانهای قدیم مورداول وجودداشته وپدربزرگ من ازاونها بعنوان آل یادمی کند که ازسنجاق وسوزن می ترسیدندودربیشتر خانه ها وجودداشتند

  2. ناشناس

    شاهدان زیادی در مورد اول را در اطراف جنگلهای شمال دیده اند اما در مورد ی که خودشاهد آن بودم که در جنگلهای بلوط و کوهستانی سرو مریوان در سال ۱۳۶۴ در مرز ایران و عراق نگهبان آنتن بی سیم گردان آتشبار توپخانه در بالای کوه بودم که در اطراف سنگر و آنتن با سیم مخابرات به فاصله های بیست و سی و چهل متری دور تا دور م رابستم و به سیم در فاصله هر متر چندکمپوت خالی بسته بودم و شبها نیز در داخل سنگر که داخل کوه کنده شده بود و ما چهار نفر بودیم که روزها دو نفر و اواخر روز دو نفر از پایگاه دو نفر دیگر به ما می پیوستند و شب ورودی را با دو درب پلیت فلزی آهنی محکم می بستیم که یک شب از بیرون سنگر صدا های از کمپوت های خالی برخاست و بعد صداهای عجیب برخاست که موبر تن مان سیخ می شد و من از هر چیزی که بشناسم چه آدم باشد یا دشمن و یا هر موجود زنده ترسی نداشتم ولی چنین چیزی برایم عجیب بود و از روزنه سنگر مان به اطراف نگاه می کردم و چون شب تاریک بود چیزی مشخص نبود که مجبور به تیر اندازی شدیم و صداها قطع شد و بعد از چند لحظه دوباره صداهای وحشتناک بلند شد باز دوباره تیر اندازی بی هدف کردیم باز صدا قطع شد و درباره شروع شد و من چون دربین دید در شب داشتم آنرا روشن کردم و از روزنه سنگر به بیرون نگاه می کردم تا آنموجود را ببینم تا اینکه توانستم آن موجود وحشتناک را دیدم که مثل یک حیوان نادر باسری خیلی عجیب مانند بین تمساح و ببر سیاه با چشمان بزرگ وحشتناک با چهار دندان ببری بال و پایین با پاهای مثل کانگرو و دستان گرویل مانند و سینه بلند و بدنی مانند انسان که اطراف می پرید و ما تا صبح چندین بار به او تیر انداختیم و تا اینکه هوا روشن شد و صدا ها از بین رفت و ماخوابمان گرفت و خوابیدیم و ساعتهای ۱۰ صبح صدای بسیم بلند شد و ما را از خواب بیدارمان کرد و اعلام وضعیت کردیم و گزارشی از تیراندازی خواستند و گفتند که اطراف را بررسی کنیم که با احتیاط و مسلح و آماده به تیر اندازی با بازکردن درب ها فلزی به بیرون رفتیم و ما چهار نفر بودیم که دو نفرمان به اطراف نشانه می رفتیم و دو نفر مان محل را بررسی می کردیم که با جا پاهاهای خیلی عجیب رو ی زمین مواجه شدیم که در چند نقطه هم مایع ژله ای خیلی بد بو به رنگ بنفش بر زمین ریخته بود ولی هیچ آثاری از آن موجود نبود که از قرار معلوم با تیراندازی ما آنرا زخمی کرده بودیم و با ترس و لرز که می ترسیم دو باره به سراغ ما بیایدچند روزی در آنجا بود که دستور آمد و ما را به آتشبار ششم فرستاندند و به جای ما افراد دیگر جایگزین شدند و من دیگر اطلاع آز آن سنگر نداشتم.

    • محمد

      داداش جن به ای راحتیا دیده نمیشه . و چیزی که از جن توسط بزرگان دین معرفی شده یه چیزیه مثل اشعه x یا یه گازی که توی هوا پخشه و بسیار رقیقه و فقط با اذن اولیاالله میتونن شکن پیدا کنن

    • Sorran

      درود.شاید باشه من تا به حال ندیدم دوازده کشور جهان سفر کردم.عاشق کوهنوردی.وگشت تو جنگل هستم خیلی از شبها تو جنگل خوابیدم.تنها نبودم مسلحم بودم.اونم قوی ترین سلاح گرم و بهترینش.ولی مطمئن هستم اگر شیطان جرسی وجود داشته باشه ببینم .از وحشت سکته میکنم.فکر نمیکنم از شدت ترس بتونم شلیک کنم .با اینکه اصلا ترسو نیستم ببر دندون خنجری رو مقابلم ی هوئی دیدم غافلگیر شدم ولی تیر اندازی کردم نه اینکه بکشمش به خاطر اینکه فرار کنه بره فرار که نکرد با سرعتی حمله ور شد که اجبارا کشتمش کانادا شهر کل گری که بزرگترین فرودگاه کانادا تو این شهر هست و اطرافش پر از جنگل های مخوف.ولی این حیوونا خیلی وحشتناک هستن.من که دوست ندارم ببینمشون شما رو نمیدونم اگر بفرمائید بله که خیلی خیلی شجاع هستید.ی کلاس نترسیدن برای من و امثال من بگذارید لطفا.ممنون میشم

      • Behnavaz

        خوش بحالتون ک خارج از ایران هم سفر کردید ولی من هم خیلی از این جور حیوونا میترسم. ی بار با دوستان راجع ب این جور چیزا و این حیوونای عجیب حرف میزدیم ک پس از اتمام حرف هامون یکی از دوستان گویا حالت پرده های چشم خودش رو عوض کرد و با قصد شوخی از پشت جلوی من ظاهر شد و من از شدت جیغ و ترس همونجا برای ی مدت کوتاهی بیهوش افتاده بودم

  3. عباس

    این موجودات برای عذاب بعضی آدم ها آفریده شده اند دوستان میگویند آل آل فقط در خواب که هستی وارد میشود به خودم بعد از اینکه در روز فکری شدم شب خوابیده بودم آمد خیلی ترسناک بود در زمان حضرت سلیمان به زنجیر شدن و در آخر الزمان می آیند اگر میخواهید با آنها مواجه نشید آیت الکرسی را حفظ باشید و بخوانید

  4. کیهان

    من تا کنون چه در متلاطق کوهستانی و چه در صحرا و جنگل بار ها و بار ها خودم تنها خوابیدم و هیچ موجود عجیب غریبی ندیدم تا کنون.
    در مورد دوربین دید در شب بله چنین دوربینی در زمان جنگ و جود داشت و به راحتی می شد هر نوع جانداری را از فاصله نسبتن دور دید.البته این دوربینها پرتابل نبودند و بر روی سه پایه مستقر بودند و بیشتر دیده بانها از آنها استفاده می کردند

  5. مسعود

    کا تو آبادون پره.ما بعنوان حیوون خونگی نگه داری می کنیم.ترس نداره من خودم توخونمون یه گودزیلا دارم اینقدرفهمیده است که نگو؛پاشو جلومن دراز نمیکنه.

  6. امید

    احتمالا موجودات عجیب و غریب وجود داشته باشن و حتی احتمالا این موجودات از کرات دیگه به اینجا اومده باشن مخصوصا مورد آخری خیلی شبیه به موجودات فضایی هست که قبلا در موردش شنیدیم و تصاویرشان را که برحسب توصیف اشخاص مختلف ترسیم کرده اند دیدیم که تقریباً همگی توصیف ها شبیه هم بوده

    • عباس

      وقت کردی یسر تو گوگل اسرار تمدنهای زیر زمینی رو خوب مطالعه کن بخصوص پیوندهاشو خوب بخون مثل چاه اسرار آمیز آذربایجان یا چاه شیطان

  7. محمود

    آل وجودداره یکباردرحوالی درب حمام منزلمون خوابیده بودم توعالم خواب داشت ازطریق فشاربه گردنم خفه ام میکردناگهان بیادسفارش پدرم افتادم که همیشه سفارش میکنه که درسختی ووحشت باگفتن بسم ا…الرحمن الرحیم شیاطین به ذلت میفتن.خلاصه باسختی دراخرین لحظه حیاتم که درحال خفگی بودم باگفتن بسم ا…الرحمن الرحیم آل بصورت دودباریکی ازسینه ام جداشدورفت..وا…کل ماجراحدودسال۸۳ نزیک به صبح اتفاق افتادمن هم بعدش بااینکه زمان جنگ توبدترین شرایط جنگیده بودم ولی خداگواهه چنان وحشتی من رو گرفت که ازطبقه چهارم بادمپایی وبدون آسانسورتاحیاط منزلمون دویدم وتااذان صبح وروشنایی هواتوخیابونا پرسه میزدم وبعدش چون بچه هام منزل نبودن من هم بمنزل پدری رفتم وازخستگی ووحشت اداره نرفتم وخونه پدرم روز روخوابیدم خلاصه دوستان خیلی چیزاتودنیاهست وادم تانبینه باورش سخته براش ولی وجوددارن بخدازندگی دوباره ام رومدیون سفارش پدرم هستم که میگفت شایدباگفتن بسم ا…الرحمن الرحیم فرشته مرگ هم وقتش باشه با شنیدن این اسماء خداوندازقبض روح انسان تاوقتی دیگربه تاخیربیندازد….بخداوندی خداوندمتعال قسم ماجراواقعی وکامل وبدون کم وزیادنوشتم….والسلام یاعلی مددفرما ظهورفرزنددلبندت طاوس اهل جنت راببینیم امین یارب العالمین

    • عباس

      داداش من حرفتو قبول دارم منم خیلی جبهه رفتم و خیلی شبا تو کوهستان تنها خوابیدم اما من ندیدم اما ندیدن من دلیل نبودن اون موجودات نیس

      • جعفر

        باسلام موجوداتی به نام نسناس وجن ویاجوج وماجوج واقعیت دارند وچه بسیای موجوداتی ماندیدیم ونمیدانیم من تحقیق کردم در قران واین موارد درست وصحیح بوده اگر سوالی دارید به جیمیلم بیاید تاپاسخ بدم البته از احادیث وروایات اهل بیت ع booromandjafar@gmail.com

  8. نفیسه

    همه اینا دروغه! نمونه اش هیولای نسی که گفته می شد توی یه دریاچه واقع در انگلستان زندگی می کنه. من خودم مستندش رو دیدم که بعد از کلی جست و جو با تکنولوژی پیشرفته و روش های علمی به همه ثابت کردند که این موجود به هیچ عنوان واقعیت نداره. برید سرچ کنید. جن هم به آدم کار نداره خیالتون راحت.

    • Mahsa

      به نظر من حتی اگه اینا افسانه باشن،یه موجوداتی شبیه اینا وجود داره.
      چون هر افسانه ای برگرفته از یه واقعیته.و این موجودی که در زیر دریا زندگی میکنه و با کمک تکنولوژی هم نتونستن پیداش کنن،باید بگم که اقیانوس و دریا بزرگ تر از چیزیه که انسان با هر گونه تکنولوژی بتونه تمامشو بگرده.همچین موجودی هم نمیاد تو سطح دریا یا عمق متوسط .توی گودال های عمیق دریا و اقیانوس زندگی میکنه عزیزم.

  9. علیسان

    موافقم که افسانه ها برگرفته از واقعیت هستن. چطور که گوش ما فقط فرکانس محدودی از صدارو میشنوه و فرکانس بالا و پایین ترو نمیشنوه چشم ما هم طیف خاصی از نورها رو میبینه مگه اینگه اون موجود بیاد رو طیف نوری چشم ما. کلا زندگی های دیگه در طیف های دیگه اطراف ما هستن مثل جن که تو قران هم اومده وبا برترین تکنولوژی های امروزی هم دیده نمیشه

  10. سمانه

    از یکی که جن رو قبلا دیده شنیدم که جن اندازه یه قورباغه هست و اصلا نمیتونه برای انسان خطری رو ایجاد کنه.
    چیزای عجیب غریب تو عالم زیاد هستن و ندیدن ما دلیل بر نبودش نیست ولی خب منطقی هم نیست اون جک و جونورایی که بالا عکسشو گذاشته باور کنیم مخصوصا اون شیطان دوور که تو ارباب حلقه ها هم بود. هیولای لخ نس هم تو کارتون سندباد بود. به نظرم بیشتر توهم هست

  11. علیسان

    ببین جن شبیه ادم کوتوله هست ولی به هر قیافه ای که بخواد در میاد. مادربزرگ من تو خونه قدیمی مون زیاد میدید که چند بار هم با خواهرم اشتباهی گرفته بود. ولی از زمان های قدیم که نه گوشی بود و نه اینترنت، من از چند نفر شنیدم که موجودات عجیبی رو دیدند و مشخصات اونارو واسم تعریف کردند. منم مثل شما میگفتم خیالبافی میکنند ولی بعدها از اینترنت دیدم همون یتی و اژدها بود. همون اژدهای معروف اسیایی ها که نماد کارناوال ژاپنی ها هم هست و تو یه باغ در تایلند دیده شده. اینترنت بزنید پیدا شدن اژدها در تایلند

  12. رامین

    به نظر من هر چیزی تو این دنیا میتونه وجود داشته باشه وچه بسا یکی از همین موجودات در گوشه ای از خونتون پنهان شده باشه

  13. شاهین

    یکیشونو چندسال پیش من خانه کا خودم مسعود اینا که بودم تو آبادان دیدم رفته بود تو جاروبرقی یک صداهای عجیب غریبی در میاورد که از ترس بخودمون میلرزیدیم وهرکاری کردیم نتونستیم بیاریمش بیرون تا اینکه آقا مسعود خودش آمد خانه بهش گفت گودی بیا بیرون سه سوت ساکت ساکت شد وعین غول چراغ جادو از شیلنگ جارو برقی آمد بیرون رفت بقل کا مسعود تا من آنجا بودم دست به سینه نشست … دوربین دید در شب زمان جنگ تو ارتش منکه ندیدم. اتفاقا کل خدمتم هم تو منطقه بودم.

  14. احسان

    سلام دوستان صرف نظراز تخیلات بعضی از شما که خود جای تقدیر داره اما میخوام از تجربه واقعی خودم بگم تا حقیقت برای اونایی که هنوز خوابن روشن بشه.
    من مهندس معدنم . حدود ۱۵سال پیش به یکی از معادن مرزی ایران در ناحیه طبس رفتم برای بازدید که بهتره اسمش نیارم . بهمراه سه مهندس دیگه به عمق ۲۷۰ متری رفتیم تا از نزدیک روند استخراج یک ماده معدنی رو ببینیم و گزارش تهیه کنیم .قسمتی از تونل که تازه حفاری شده بود و به اصطلاح فضای مرده بود و تهویه نمی شد مارا برآن داشت تا کمی کنجکاوتر بشیم و به انتهای تونل بریم تونل بسیار تاریک شده بود و به دلیل عدم تهویه اکسیژن کم.حتی کبریت به سختی روشن می شد.همکارام که سه نفر بودن اصرار کردن که برگردیم اما من که خیلی تا اون موقع عاشق جاهای مخوف بودم بهانه آوردم و گفتم شما برید منم الان میام و خودم مشغول جمع کردن چند تا نمونه در کنار تونل کردم .می دونستم این کارم چقدر می تونه خطرناک باشه و در اثر کمبود اکسیژن و ترس ممکنه جونم از دست بدم اما یه جنون آنی باعث شد تا آروم آروم به انتهای تونل نزدیک شم و این حس کنجکاویم دیگه داشت به ترس تبدیل می شد چراغ روی کلاهمو پایین تر آوردم تا بتونم بهتر جلوی پام ببینم جلوتر که رفتم متوجه افزایش گرد و غبار شدم جوری که نور نمیتونست بیشتر از دومتر روشن کنه صدای خفیفی شنیدم و درجا میخکوب شدم انگار یه پیرمرد که که بزور صرفه کنه … فکر کردم شاید کارگرمعدن باشه که گیرافتاده و نمی تونه نفس بکشه خواستم دوستام صداکنم که صدای ریزش خاک و سنگ شنیدم خیلی نزدیک بود با ترس و لرز آروم دو تاسه قدم برداشتم متوجه دیواره انتهای تونل شدم پایین دیواره یه حفره باز شده بود.. انگار گرد و غبار و صدا بخاطر اون بود آروم نشستم و نور انداختم توی حفره … دریک لحظه کوتاه چیزی رو دیدم که تمام وجودم رو لرزوند …داشتم از شدت ترس و هیجان بیهوش میشدم … نمیتونستم از جام تکون بخورم خشک شده بودم …زانوهام توان بلند شدنم رو نداشت…حتی نتونستم دادبزنم ….فقط چشمام بسته بودم . قابل وصف نبود.شاید چند دقیقه طول کشید تا بتونم چشمامو باز کنم حفره خالی بود اما صدای خس خس دوباره نزدیک و نزدیک تر میشد ..حالا دیگه روی زمین خزیدم و پاگذاشتم به فرار انقدر به دیواره های تونل خوردم تمام بدنم زخم شده بود.هیچوقت به کسی نگفتم که چی دیدم چون هیچ کسی حتی شما تا براش پیش نیاد باور نمیکنه .. به شما هم نمیگم فقط اینکه ما تنها نیستیم و دنیای ما خیلی ناشناخته هست ..من کلا از کار معدن خداحافظی کردم .

  15. مهرداد

    سلام خیلی چیزها در دنیا وجود داره که علم نمیتونه ثابت کنه و خیلی چیزها هم تخیل بعضی از ادماست و وجود ندارند.ولی من ب عنوان شخصی که از دنیای ماورا و علوم غریبه اطلاعات دارم میتونم بهتون بگم در دنیا فقط ۱۰درصد چیزها کشف شده و هنوز ۹۰درصد مجهول باقی مونده. البته این حرفها برای کسانی ک قدرت درک کردنش رو ندارن مثل تخیل میمونه

  16. سامبا

    من هم این چیزا رو خیلی دوست دارم راستش رو بخواین من خیلی ترسو ام ولی تو یه سری از جا ها از ترس دیگران من شجاع میشم منم بعضی اوقات وقتی روستا میریم سایه هایی رو میبینم.توی یکی از این روستا ها یه حمام قدیمی هست که من همیشه همراه بابام میرم اونجا ولی کل قدیمیای اونجا از اون مکان به عنوان یه مکان جن ها یاد می کنن تازی خاله ی من یه بار جن دیده توی اون زمانی که دختر ها شب ها میرفتن مدرسه بفل دیوار یه خونه با ۳ تا از دوستاش میبینن یه بار دیگه هم جن دو تا دستاشو میزاره رو کمر خاله ام که وقتی مادرش پشتشو نگاه می کنه جای دو تا دست میبینه که قرمز شده بودند خلاصه شما باید به چیز هایی که زیاد هستند اعتقاد داشته باشید و اعتماد کنید همه چیز وجود داره هیچ چیز غیر ممکن نیست.

  17. ایرج

    فقط اینو می‌دونم ما تنها موجودات این سیاره نیستیم مخلوقات دیگه ای هم دارن زندگی میکنم و باهوش هستن میتونن بهر شکل و شمایل کوتاه و بلند زشت و زیبا خشن و مهربان عجیب و غریب بلندو کوتاه بی مو و پشمالو و زمخت و در جاهایی که حتی ما تصورش را نمی‌توانیم بکنیم زندگی میکنن البته نباید ارتباط و تماسی با آنها برقرار کرد چون ما توان رویت یا پذیرش یا لمس آنها را نداریم ولی مطمئنا هستن

  18. زهرا

    دوستان خداوند چیزای خیلی زیادی خلق کرده وهرثانیه که مانفس میکشیم بازم خلق میکنه وخواهدکردپس منطقی هست که موجودایی باشن که حتی ماروحمونم خبرنداشته باشه دنیای ما،جهان هستی همش پرازرمزورازه که هیچکدومش تاحالاکشف نشده خدابزرگترین وقدرتمندترین مخلوق وآفریننده هست

نظر خودتان را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد