کلبه وحشت انزلی وجود دارد!

کلبه وحشت انزلی

تا به حال شده که فیلمی ترسناک ببینید و واهمه تمام وجودتان را فرا بگیرد؟ در این جور مواقع همیشه به خودمان می گوییم که این فیلم است و در زندگی واقعی همچین چیزی وجود ندارد و یا می گوییم که این فیلم ها ناشی از تخیل انسان هایی بوده که در انتها آن را به یک فیلم نامه تبدیل کرده اند و کارگردانی هم از آن خوشش آمده و آن را ساخته است. اما باید بگوییم که نه در تمام مواقع، بلکه گاهی اوقات این فیلم ها الهام گرفته از دنیای واقعی هستند. مثلا در شمال کشورمان جایی وجود دارد که به کلبه وحشت انزلی معروف است. حرف ها و شایعات زیادی در مورد این کلبه وجود دارد که باعث شده مردم بسیاری از آن کلبه و حتی محیط اطرافش وحشت داشته باشند. با الی گشت باشید تا روایات کلبه وحشت انزلی را با هم مرور کنیم.

جنگلی در انزلی

روستای هفت دغنان

مطالب مرتبط:
لوکیشن های واقعی فیلم های ترسناک!
موجود مرموز خانه پلاک ۵۰!

در نزدیکی بندر انزلی و صومعه سرا، روستایی وجود دارد که به نام هفت دغنان شناخته شده است. اما چیزی که ما اینجا با آن روبرو هستیم نه خود روستا، بلکه جنگلی فوق العاده زیبا است که البته علاوه بر زیبایی، بسیار ترسناک است. کلبه وحشت انزلی در این جنگل قرار دارد که در محوطه بیرونی روستای هفت دغنان واقع شده است. از قدیم این کلبه را جزو جاهایی می دانستند که هرگز نباید به آن نزدیک شد. اما یکی از ماجراهایی که باعث شد کلبه وحشت انزلی بیشتر از پیش مرموز و ترسناک شود، اتفاقی است که در سال ۱۳۶۵ می افتد. در ادامه به شرح این اتفاق پرداخته ایم.

نقشه هوایی بخش صومعه سرا

ماجرای ۴ پسر دانشجو

اولین ماجرایی که باعث مرموزتر شدن این کلبه شد، مربوط به ۴ پسر دانشجو بود. در سال ۱۳۶۵، برای اولین بار چهار پسر به این روستا می آیند و تصمیم می گیرند که برخلاف تمام حرف و حدیث هایی که راجع به کلبه وحشت شنیده بودند، شب‌شان را در این جا بمانند. آن ها زمانی که تصمیم شان قطعی می شود و همگی سر این قضیه با هم کنار می آیند، به سمت کلبه رفته و برای اقامت آن را انتخاب می کنند؛ اما غافل از آنکه خواب راحتی که تصور می کردند، طور دیگری برایشان رقم خورده بود.

شب که می شود، دو نفر از این چهار پسر به خاطر اتفاقی نامعلوم از کلبه وحشت انزلی پا به فرار می گذارند. اما متاسفانه دو نفر دیگری که در آن جا می مانند، به سرنوشت غم انگیزتری دچار می شوند. گویا یکی از آن ها در همان کلبه از ترس، جان خود را از دست می دهد که دلیل آن هنوز هم مشخص نیست و دیگری که زنده مانده بود، دیوانه می شود و هرگز دیگر به حالت عادی خود بر نمی گردد.

روایات اینگونه می گویند که بعد از این ماجرا برای مدت ها درب خانه وحشت انزلی پلمپ شده بود و دیگر هیچ فردی جرأت آن را نداشت که از این کلبه شوم و بسیار ترسناک چه در روز و چه در شب دیدن کند و یا حتی از اطراف خانه رد شود. حتی مردم دیگر می ترسیند که در جنگل اطراف خانه پیاده روی کند.

اما این اتفاق تنها مورد مشکوک این کلبه نبود، چرا که افراد دیگری نیز به آن وارد شدند.

جنگل های مرموز انزلی

داستان ۳ دختر

بعد از ۴ سال، دوباره افرادی تصمیم گرفتند که شهامت خود را محک بزنند و در این خانه بمانند. این بار ۳ دختر بودند که به روستای هفت دغنان آمدند. آن ها که شایعاتی راجع به مرگ و داستان آن پسرهای دانشجو شنیده بودند و بهشان گفته شده بود که این کلبه از روزگاران قدیم نحس بوده، تصمیم گرفتند که به این حرف و حدیث ها پایان دهند.

این ۳ دختر به سمت کلبه وحشت انزلی رفتند، به طور پنهانی از درب پشتی کلبه وارد آن شدند و تصمیم گرفتند تا شب را در آن سپری کنند. آن ها می خواستند که با این کار به همه ثابت کنند که در این کلبه، هیچ اتفاق مرموزی رخ نخواهد داد. اما متاسفانه این دخترها نیز سرنوشت تلخی در انتظارشان بود.

این ۳ دختر به سمت کلبه وحشت انزلی رفتند، به طور پنهانی از درب پشتی کلبه وارد آن شدند و تصمیم گرفتند تا شب را در آن سپری کنند. آن ها می خواستند که با این کار به همه ثابت کنند که در این کلبه، هیچ اتفاق مرموزی رخ نخواهد داد. اما متاسفانه این دخترها نیز سرنوشت تلخی در انتظارشان بود.

می گویند که ۲ روز بعد مردم محلی، دختری را در اطراف کلبه (حدود ۳۰۰ متر دورتر از کلبه وحشت) پیدا کرده اند. دختر که شوکه شده بود و از ترس می لرزید، مدام به سمت خانه اشاره می کرد. بالاخره افرادی آمدند و پلمپ کلبه را شکستند. زمانی که وارد خانه شدند، متاسفانه دو دختر دیگر را دیدند که جانشان را از دست داده بودند. علت مرگ هر دو سکته و مرگ آنی تشخیص داده شده بود. گفته ها حاکی از آن است که چشم هر دو به نقطه مشخصی خیره شده و باز مانده بود.

متاسفانه دختری که زنده مانده بود، بعد از ۴ روز خودکشی کرد و به زندگی اش اینگونه پایان داد.

پس از این اتفاق، خانه وحشت انزلی توسط پلیس محلی تخلیه می شود و تحت تدابیر امنیتی قرار می گیرد تا هرگونه رفت و آمد و حوادث غیر عادی را کنترل کنند. از آن زمان کسی اجازه ندارد که به کلبه وحشت انزلی نزدیک شود و یا از آن دیدن کند.

منطقه تاریخی هفت دغنان

داستانی از زبان مردم محلی

یکی از دلایلی که این کلبه معروف بوده است، این است که در داستان هایی که از گذشته در میان مردم دهان به دهان چرخیده این گونه آمده است: هر کسی که بتواند تنها یک شب را در این کلبه سپری کند و زنده بماند، ثروتمند خواهد شد.

این داستان شاید یکی از دلایل وهم آلود بودن این خانه بوده است، چرا که افرادی تصور می کردند اگر بتوانند در اینجا بمانند، موجودات فرا انسانی به آن ها ثروت می دهند.

واقعیت یا خیال

حرف هایی که در مورد کلبه وحشت انزلی گفته شده با اینکه بسیار دور از ذهن به نظر می رسد اما طبق نظر خیلی ها واقعیت دارد. البته هیچ گونه اسناد و یا شواهدی دیده نشده که به طور حتم اثبات کند که داستان های این کلبه واقعا اتفاق افتاده است. به هر حال صحت و سقم این ماجرا نیازمند تحقیقات و مطالعه بیشتر و گسترده تری از سوی کارشناسان می باشد. شما در مورد کلبه وحشت انزلی چه فکری می کنید؟ آیا به نظر شما این کلبه به راستی داستان مرموز و پنهانی دارد؟

  1. امید

    من سالهاست(۱۲سال) بنا به دلایلی به تنهایی زندگی می کنم و کاملا قضیه را باور دارم. در جاهای متروک و یا زیر زمینها(و یا خانه های کم رفت و آمد) وجود موجودات از ما بهتران و یا فرا زمینی بعید نیست.(در هر منطقه ای نژاد شان کمی متفاوت است) بارها آنها را دیده و یا احساس کرده ام. (شاید هر روز)بهترین کار در مواجهه با آنها حفظ خونسردی و بی تفاوتی و نیز پایبندی به شرعیات و نیز خواندن اورادی از قبیل سوره قل هو ا…(۶ بار) قبل از خواب است که معجزه می کند. من می دانم که در صورت ورود به هر کلبه وحشتی هیچ آسیبی به من وارد نخواهد شد و تلاش چند دقیقه آن موجودات برای ترساندن من فایده ای نخواهد داشت! چون قبلا این مراحل را گذرانده ام و با آن کنار آمده ام.

    • ادریس

      این که شما این موجوداتو دیدی حتما درسته اما جالبه که تمامی این موجودات یه جورایی مسلمون بودند که شما با خواندن قول اونم حتما ۶ بار به شما کاری ندارن،به عبارتی دیگه اگر همینو به فارسی یا انگلیسی بگید فک نکنم فایده داشته باشه درسته؟!
      پس بهتره بگم دوسته عزیز شما در ذهن خودت با خواندن اون آیه تسکینی بر ترس قرار دادی که در ضمیر نا خودآگاهت با گفتن اون آیه آرامش تقریبا نسبی نصیبت میشه،و فکر میکنی که کاری با تو ندارن در حالی که تو خودت دیگه کاری با خودت نداری

  2. مهدی لگزی

    من واقعا از الی گشت ممنونم.این ایده (معرفی جاذبه های مسافرت)فوق العاده است.من از خواننده ی پرو پا قرص شمام.ممنون.

  3. حمیدی

    با سلام.فقط خواستم بگویم این منطقه(هفت دغنان) از توابع انزلی نیست…..از نظر تقسیمات کشوری مربوط به شهرستان صو معه سراست ولی در منتهی الیه صومعه سرا واقع واز نظر محلی در جوار شهرستان رضوانشهر از توابع تالش محسوب میگردد…..واز قدیم آن جنگل طبق اظهارات قدیمیان ترسناک بوده وبازار گسکر که بعد از سالها کشف شده ودر حال حاضر میراث فرهنگی آن منطقه را محصور کرده و تحت اختیار آنست ودر جوار همان کلبه وحشت واقع گردیده وبی ارتباط با هم نیستند تا جاییکه طبق روایت بازار گسکر را تاجران متمولی میچرخاندند که بیک باره در دل زمین مدفون شده و گنج های متعددی در آنجا نهفته است…جهت روشن شدن افکار عمومی

  4. حسن

    این کلبه جایگاه ارواح خبیثه وشیاطین است تنها افراد خاص بااوراد علوم غریبه وبه اصطلاح خطه نشینان (خطه دایره است که با اوراد مخصوص کشیده می شود وبه منزله آتش است که شیطان از آن عبور نتوان کردواین افراد که در قدیم بوده اند وتعداد آنها نیز بسیار کم بوده قادر به تحمـــــل چنین اوضاعی بوده اند وافراد عادی هلاک خواهند شد .

  5. المیرا

    بهترین راه این که در آن کلبه دوربین مدار بسته گذاشته شود تا از ماجرا کاملا اطلاع درستی به درست آید
    ویا کلبه را کاملا خراب کرده تا شایعات به پایان برسد
    وسوال چرا همش این دو ماجرا مطرح شده وان دوپسر که زنده ماندن نگفتن چی شده ویا آن دختری که زنده مانده
    چرا از اهالی روستا داستان واقعی کلبه که ان را که ساخت وصاحبش که بود وبر سر صاحبش چه آمده چیزی نگفتن

  6. HASTI

    با نظر المیرا جون که میگه دوربین نصب کنن موافقم
    من از این داستانای ترسناک خوشم میاد ولی خیلی میترسم
    اون ۲تا پسری که فرار کردن الان کجان و چرا ازشون سوال نشده که چرا فرار کردن و چی دیدن و از این سوالا
    اون دختره که به طور تقریبی۳۰۰کیلومتر دورتر از کلبه بوده و بعد ۴ روز خودکشی کرده ازون چرا سوال نشده

  7. مرتضی معین

    دوربین مدار بسته تا حالا نتوانسته در هیچ کجای جهان از این مساعل تصاویری شکار کند بعدشم هیچ کس هیچ مسعولی جراعت اینکارو نداره که بخواد کلبه را خراب کنه چون از عواقبش میترسه اگه خودتون مسعول باشین حاضرین خرابش کنین

  8. بهنام تی ام

    این اتفاقات هم میتونه واقعی باشه چون به موجودات فرا زمینی (جن) اعتقاد دارم هم ممکنه خرافی باشه بیشتر جنبه جذب توریست داشته باشه ولی بنطرم اگه افراد آگاه به این چیزا دوربین حرارتی پیشرفته نصب کنن و شاهد عینی باشن ممکنه بتونن از صحت و سقم ماجرت با خبر بشن و سر در بیارن…
    من چندین سال امارات زندگی کردم و میگفتن جایی وجود داره به اسم الحمراء که جزیره متروکه و‌جن زده هست و آنتن موبایل و دستگاههای رادیویی کار نمیکنه شخصا رفتم البته دروغ چرا ترسیدم تو روز رفتم ولی کل مخروبه هارو گشتم و هیچ علائمی ندیدم حتی آنتن موبایل هم مشکلی نداشت..
    به عقیده من این داستانا برای جذب توریسته که شهر معروف و شلوغ بشه هرچند بازم میگم ممکنم هست مناطقی به گفته عده ای اینها وجود داشته باشه

  9. بهنام تی ام

    ضمنا وقتی کسی تحت تأثیر حرف و داستانی قرار بگیره و تو تاریکی تو همچین محلی بره مسلمه میترسه حتی شجاع ترین افرادم ممکنه تو برهه ای از زمان خوف کنن و خب انسان طبیعیه که تو این شرایط از سایه خودشم وحشت میکنه هر صدایی بشنوه میترسه بنابراین اون چند نفری که گفته شده سکته کردن یا دیوونه شدن بخاطر همین ترسها بوده باشه چون تا جایی که من تحقیق کردم مدتها درمورد این موجودات برای ما قابل رویت نیستن مگر تحت شرایط خیلی خاص و دعاهای مخصوص و چله نشینی و… ولی بله ! این موجودات معمولا باغ و جنگل و زیر زمین مکان های مخروبه و خالی هستن و وجود دارن حتی کاهی نشونه هایی میبینیم که با عقل جور در نمیاد. من شخصا تا خودم به چشم نبینم نمیتونم نظر بدم

  10. بهنام تی ام

    امیدوارم فرصتی بشه بتونم نزدیک اون کلبه برم یا حتی داخلش ببینم واقعا چی میگذره و آیا واقعا اتفاقات ماورائی میفته یا فقط بخاطر ترس ذاتیه که کسی به مرز سکته و جنون میرسه…

  11. امید

    سلام به نظر من از اونایی که نجات پیدا کردند چیز زیادی دستگیر نمیشده چون شکه شدن و حتی شاید هم دیوانه شده باشند.
    ولی با این حال باز باید بیشتر تحقیق شود

  12. علیرضا

    من چند سال از عمر خودمو درگیر این موضوعات کردم، ب نظر من انسان نترس وجود نداره ترس یکی از فاکتورهای تکاملی بشره ک او زاتش نهادینه شده، حالا یکی کمتر می‌ترسه یعنی میتونه خودشو کنترل کنه،یکی هم نمیتونه. من توی چند مکان وحشتناک رفت و آمد داشتم حتی چند شب خوابیدم، همه جور صدا و پچ پچ هم شنیدم ک واقعا آزار دهنده بود ولی طاقت آوردم چون باور داشتم اینجور مواقع ذهن آدم دچار تردید میشه و شروع ب بزرگنمایی میکنه. تا اینکه در جایی ک انتظار کمتری از یک اتفاق ترسناک داشتم، اتفاقی افتاد ک هنوزم نتونستم جواب عقلانی واسش پیدا کنم، و بشدت ترسیدم و با تمام قدرت و سرعت فرار کردم. و اون حادثه همیشه باعث وحشتم میشه، توی جای نیمه بیابانی حومه شهر بندرعباس دقیقا قبل از غروب، در حالی ک هنوز اطراف روشن بود روی تخته سنگی نشسته بودم ک از همه طرف سنگباران شدم و جالب این بود ک همه سنگها از فاصله ای نزدیک بمن برخورد میکرد و من چیزی نمیدیدم، ابتدا ایستادگی کردم و فکر کردم کسی یا کسانی دارند با من شوخی میکنند ک صدایی شنیدم ک از توصیف ترسناک بودن و ناشناخته بودن آن عاجزم، بسرعت متواری شدم و تا امروز نتونستم جوابی براش پیدا کنم

  13. لیلا

    اهالی روستا حتما در مورد گذشته اون خونه و اینکه متعلق به چه کسی بوده حتما از پدرانشون چیزی شنیده اند پس چرا کسی چیزی نگفته اگه هیچ کس خبر نداره پس همه دارن به خودشون تلقین میکنن

  14. عباس

    من اهل انزلی ام و سالهاست اینجا نیستم یادمه از خیلی پیش در مورد این مکان حرفهای زیادی زده میشد البته که دنیای ما کاملا ناشنخته است همان طور که در قرآن خطاب به انسان گفته شده به جز اندکی از علم چیزی دیگر نمیدانید…

  15. بهاره

    وقتی در مورد مطلب یا فیلمی اطلاعات می گیریم، ذهن ناخواسته پردازشش می کنه . تو ناخودآگاه ثبت میشه . مثل هر کاری که انجام میدیم و افکار منفی میاد سراغمون. ماجرای این کلبه هم همینه . وقتی بدونی اون مکان خاصه ، نگاهت تغییر می کنه . دنبال وحشت یا انرژی مثبتش هستی. تو کلبه هم منتظر بودن اتفاقی بیفته یا نیفته . ولی ناخواسته منتظر افتادن بودن . صدای نفس کشیدن خود شخص هم اینجور جاها ترسناک میشه چه برسه به صداهای دیگه و سایه و هر چیز عجیب دیگه .

  16. ادریس

    سلام،متاسفانه یا خوشبختانه من به جن و موجودات ماورائی هیچ اعتقادی ندارم و قدرت فکر و تخیل انسان رو انقدر قوی میدونم که میتونه با خودش هر چیزیرو تجسم کنه تا حدی که به خلق اون برسه،متاسفانه کم اطلاعاتی و ترس بعضی اوقات باعث بروز شایعهی میشه که چند سال به طول میکشه تا اثبات بشه اون فقط یه ترس بوده،برای مثال تا چند سال پیش ما موجودی جن مانندی به نام بختک (سیاهی) داشتیم،که حتما همتون در موردش شنیدید،اما با پیشرفت علم ثابت شد که اون موجود فقط فلج خواب بوده و بس و دیدن شخص سیاه با پوشش متفاوت فقط تصور مشترک بین آدمهاس،که یه پیش زمینه از اون تو ذهنشون تجسم کردن.

  17. عرفان

    الان که علم پیشرفت کرده. واقعا شرم آوره که بیان مکان رو پلمپ کنن و از دور مراقب باشن که کسی نزدیک نشه. حتما کاسه ای زیر نیم کاسه هست. وگرنه برای مشخص شدن راز این مکان میتونن لامپ کشی کنن و دوربین مداربسته نصب کنن و چند تا آدم گانگستر رو بفرستن تا شب اونجا باشن. نه اینکه سه تا دختر برن و بمیرن و بعدش …….

  18. بهار

    اینجا ممکنه اشیاء گرانقیمت زیادی باشه، این شایعه درست کردن که کسی به اونجا نزدیک نشه، من اگر جای مردم این محل بودم یهو یک لشگر می‌شدیم میرفتیم اونجا با کلی چراغ قوه و موتور برق ، ببینم کدوم جن جرأت می‌کنه خود نمایی کنه تا ما آدمها موندیم

  19. ☆SAIAN☆

    به نظر من این موجودات وجود دارن و فقط در مکان های خاص و متروکه زندگی میکنن و تا کاری به کارشون نداشته باشیم با ما کاری ندارند وبا نظر بعضی افراد کاملا موافقم که چرا از اینکه چه اتفاقی برای آن دو پسر افتاد توضیح بیشتری داده نشده و یا چرا موضوع بهتر شرح داده نشده و یا چرا اونجا رو خراب نمیکنن و یا چرا به جای ممنوع کردن رفت و امد در انجا چرا به این جریان رسیدگی بیشتری نمیکنند…..در هر صورت ممکن هم هست که این اتفاق ها هم شایعه ای بیشتر نباشد چرا که مردم به راحتی شروع به شایعه پردازی میکنند….به هر حال دوست دارم که در صورت امکان روزی این مکان را از نزدیک ببینم و از نزدیک از ان کلبه دیدن کنم!…..دوستار شما…..♥♡

  20. Nima

    دوستان سلام داستان به نظر بنده ماورایی نیست فقط یه خورده شیطنت از طرف اهالی روستا میتونه باشه وگرنه من به شخصه خیلی جاها بودم که میگفتن جن و روح داره ولی نمیدونم من چرا ندیدم

نظر خودتان را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد