با تظاهر به موفقیت، می توان موفق شد؟

با عینک خوش بینی، دنیا را ببینید

ذهن انسان پدیده‌ی شگفت‌انگیزی است. ما جهان را با عینک ذهن خود می‌بینیم. شیشه‌های این عینک را باورهای غالب و تثبیت‌شده در ذهن ناخودآگاه ما تشکیل می‌دهند. اگر بر این باور باشید که زندگی یک «خارستان» است، چیزی جز خارِ سختی، مشکلات، فقر، ظلم و بی‌عدالتی را نخواهید دید و اگر از نظر شما جهان یک «گلستان» باشد، ذهن شما سعی می‌کند با فیلتر کردن تمام خارها، سختی‌ها، ظلم‌ها، بی‌عدالتی‌ها و موقعیت‌های مشکل و دردناک، فقط جنبه‌های زیبا و لذت‌بخش زندگی را برای‌تان به نمایش بگذارد. تصوری که از زندگی در ذهن خود دارید، جهان‌بینی شما را تشکیل می‌دهد و تأثیر مهمی در معنا و کیفیت زندگی شما دارد. اما تصویر مهم دیگری وجود دارد که سرنوشت شخصی شما را رقم می‌زند و آن تصویری است که از خودتان در ذهن‌تان دارید. تصویر غالبی که از خودتان، قابلیت‌ها و توانایی‌هایتان در ذهن ناخودآگاه شما تثبیت شده است، کیفیت و دستاوردهای زندگی شما را رقم خواهد زد. در ادامه با الی گشت همراه باشید.

موفقیت

چه تصوری از خودتان دارید؟

مطالب مرتبط:
با تسلط بر کارهای خود به سوی موفقیت حرکت کنید
این ۶ جمله، شما را از موفقیت دور می کند!

هر یک از ما تصویری از خودمان در ذهن داریم. این تصویر مجموعه‌ی باورهای غالبی است که در طول عمرمان در ذهن ناخودآگاه ما ثبت شده است. نتایج، متناسب با این افکار و باورها در زندگی ما ظهور می‌کنند. اگر بر این باور باشید که «من آدم بی‌استعدادی هستم» هیچ‌گاه نمی‌توانید توانایی‌ها و استعدادهای ذاتی خود را بشناسید و آنها را شکوفا کنید، بنابراین طوری زندگی خواهید کرد که با باور غالبِ «بی‌استعداد بودن» متناسب باشد. اما اگر برعکس، بر این باور باشید که «من آدم بااستعدادی هستم» در این صورت سعی خواهید کرد که تمام پتانسیل‌ها و قابلیت‌های درونی خود را کشف و برای اثبات باور غالب خود از آنها استفاده کنید.
انسان را حیوان ناطق خوانده‌اند. ناطق در اینجا به معنای صاحب منطق و تفکر است. پس قدرت اندیشه‌گری و تفکر، شاخصه‌ی انسانیت ماست. تفکر و اندیشه دارای ارزشی بنیانی در زندگی ماست. اندیشه، خلاق است. هر فکر چون بذری است که جوانه می‌زند و نتیجه‌ای متناسب با خود را به بار می‌آورد.
اندیشه وجهی الهی از وجود ماست. شاید به همین دلیل است که در احادیث دینی یک ساعت تفکر برتر از سال‌ها عبادت شمرده شده است. این حدیث حاوی حقیقتی بزرگ در مورد تفکر است و آن دشواریِ تفکر است. وقتی بخواهیم به معنای واقعی در مورد چیزی آگاهانه به تفکر بپردازیم، به دشواری این کار پی‌ می‌بریم.

قدرت شگفت‌انگیز ضمیر ناخودآگاه

افکار ما فورا در زندگی‌مان متجلی نمی‌شوند. ذهن ما دارای دو بخش کلی است: ذهن خودآگاه و ذهن ناخودآگاه. ذهن خودآگاه حالت هوشیاری عادی ماست. ذهن ناخودآگاه بخش عمیق‌تر ذهن است که در حالت عادی به آن دسترسی نداریم. بخش خودآگاه ذهن ما که شامل کارکردهایی چون استدلال، اراده، حافظه، ادراک و تصور است، فقط کنترل حدود ۵ درصد از ادراک و رفتار ما را در دست دارد و ۹۵ درصد از ادراک و رفتارهای ما توسط ناخودآگاه ما کنترل می‌شود. اگر قدرت ذهن خودآگاه یک باشد، قدرت ذهن ناخودآگاه یک میلیون است. ذهن یا ضمیر ناخودآگاه تمام اعمال خود به خودی بدن ما از قبیل ضربان قلب، هضم غذا، حرارت بدن و هزاران فرایند ریز و درشت را کنترل می‌کند. از طرف دیگر ضمیر ناخودآگاه مخزن تمام اطلاعاتی است که از بدو تشکیل مغز از منابع متعدد توسط حواس ما دریافت شده است. ذهن ناخودآگاه تمام خاطرات، افکار، عادات و تجارب گذشته‌ی ما را در خود ذخیره کرده است. کارل گوستاو یونگ، روان‌شناس معروف اتریشی، حتی به وجود ذهن ناخودآگاه جمعی نیز معتقد است. ناخودآگاه جمعی، مخزن تمام خاطرات اجدادی و کهن بشر است. ناخودآگاه فردی می‌تواند از مخزن ناخودآگاه جمعی اطلاعات دریافت کند. این شاید همان چیزی باشد که الهام یا شهود نامیده می‌شود. در هر صورت ضمیر ناخودآگاه ما هر باور و اعتقادی را که در آن تثبیت شده باشد عینیت می‌بخشد و در زندگی ما متجلی می‌سازد.

موفقیت

ضمیر ناخودآگاه، زودباور است

ذهن ناخودآگاه ما هر فکری را که از ذهن خودآگاه‌مان به آن داده شود، می‌پذیرد و توان تشخیص درست از غلط و واقعیت از خیال را ندارد. ذهن و ضمیر ناخودآگاه فاقد قدرت سنجش و ارزیابی است و هرچه را که به آن گفته شود، باور می‌کند. افکار و باورهایی که بیشتر تکرار می‌شوند و توسط احساسات و تصاویر تقویت شده‌اند، به مرور به باورهای غالب در ناخودآگاه ما تبدیل می‌شوند و سرنوشت ما را رقم می‌زنند. ضمیر ناخودآگاه ما چنان قدرتمند است که می‌تواند هر باوری را که در آن تثبیت شده باشد، در جهان خارج عینیت ببخشد. اما این ماشین قدرتمند بدون تغذیه‌ی آگاهانه، بیشتر به ضرر ما عمل می‌کند تا به نفع ما.

تظاهر به موفقیت

گفتیم که ذهن ناخودآگاه قادر به تشخیص واقعیت از خیال نیست. شما چه یک لیموی ترش را گاز بزنید چه گاز زدن آن را به خوبی تصور کنید، در هر صورت بزاق دهان شما ترشح می‌شود. در هر دو حالت ذهن ناخودآگاه تصور می‌کند که شما یک لیموی واقعی را گاز زده‌اید. ما از این زودباوری ضمیر ناخودآگاه می‌توانیم در جهت دستیابی به اهداف‌مان استفاده کنیم. حال که ذهن ناخودآگاه قادر به تشخیص واقعیت از خیال نیست، چرا خودمان را موفق، شاد، سلامت، ثروتمند و خوشبخت تصور نکنیم؟ این تکنیکی فوق‌العاده مؤثر برای تسریع دستیابی به آرزوها و اهداف است. هرچه را که می‌خواهید باشید، انجام بدهید یا داشته باشید، تصور کنید که هم‌اکنون تحقق یافته است. در صورت تحقق رؤیایتان شما چه جور آدمی بودید؟ چه افکاری داشتید؟ چه احساساتی داشتید؟ چه رفتارهایی داشتید؟ هم‌اکنون آن افکار، احساسات و رفتارها را داشته باشید. نقش آینده‌ی خودتان را همین حالا بازی کنید.

نظر خودتان را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد