امپراتوری هخامنشی، حکومتی برای بسیاری از ملت ها | قسمت اول

امپراتوری هخامنشی | achaemenid empire

در شرق کوه های زاگرس یک فلات بزرگ وجود داشت که تا هند ادامه پیدا می کرد. در حالی که مصر بر علیه هیکسوس (Hyksos) اقدام می کرد موجی از قبایل از شمال دریای کاسپین به این فلات آمده و تا هند گسترش یافتند. در آن زمان آشوری ها امپراتوری جدید خود را ایجاد کرده بودند. موج دوم این قبایل تمام فضای بین کوه های زاگرس و هیندوکوش (Hindu Kush) را پوشش داد. بعضی از این قبایل بر اساس قوانین زندگی کرده و برخی دیگر زندگی نیمه عشایری را برای خود در پیش گرفتند. این ها مردمان ایران بودند که بعدها امپراتوری هخامنشی را به وجود آوردند. با الی گشت همراه شوید تا همه چیز را در مورد این امپراتوری بزرگ در تاریخ بدانیم.

امپراتوری هخامنشی

قبایل عشایری

مطالب مرتبط:
با امپراتوری صحرانوردان و تاریخ مغولستان آشنا شوید
امپراتوری عثمانی و کشور ترکیه
۵ حقیقت جالب در مورد امپراتوری بیزانس (روم شرقی)

برخلاف اغلب مردمی که به صورت عشایری زندگی می کرده و فاقد قوانین و دادگاه های قانونی بودند، برای قبایل ایرانی عهدنامه هایی در نظر گرفته شده بود. علاوه بر این اعتقادات مذهبی آن ها نیز متفاوت از سایر کشاورزان بود. این در حالی است که کشاورزان مصر و بین النهرین خدایان طبیعت را به عنوان نگهبانان شهرهایشان در نظر گرفته بودند اما ایرانی ها شروع به ایجاد چند اصول و قانون جهانی نمودند. زرتشت که حدود هزار سال پیش از میلاد مسیح زندگی می کرد این فرایند را ادامه داد. برای او تنها خدای خالق به نام اهورا مزدا شناخته شده بود که نمادی از نور، نظم و حقیقت در دنیای انسانی داشت. این ایده قانون یا منطقی بود که توسط آن جهان ساخته شده است. حتی کسانی که پیرو زرتشت نبودند نیز به شکل فرهنگی به سوی ایده های اخلاقی مانند گفتن حقیقت گرایش پیدا می کردند.

قبایل عشایری

در برخی از مناطق یک قبیله قادر بوده است تا مجموعه ای از قبایل دیگر را تحت رهبری خود قرار دهد. آن ها پایتخت خود را در اکباتانا (Ecbatana) که به معنی محل ملاقات است در زاگرس شرقی قرار داده و از آنجا قدرت خود را گسترش دادند. در سال ۶۱۲ قبل از میلاد سایاکسارس (Cyaxares) پادشاه مادها، نینوا را متلاطم کرده و کالدین ها را به سوی شمال غرب راند. در سال ۵۸۵ قبل از میلاد مادها در رودخانه هالیس (Halys) با لیدیان ها (Lydians) مبارزه کرده و در این زمین یک خورشید گرفتگی باعث شد تا هر دو طرف ترسیده و صلح با یکدیگر را انتخاب نمایند. پس از آن سایاکسارس در گذشته و امپراتوری را به پسرش به نام آستیاگس (Astyages) سپرد. او از ۵۸۵ تا ۵۵۰ پیش از میلاد حکومت کرد. یکی از قبایلی که به مادها احترام می گذاشتند فارس ها بوده که در جنوب شرقی اکباتانا قرار داشته و دورتر از ایلام زندگی می کردند. در ایران حدود ۱۰ تا ۱۵ قبیله وجود داشته که یکی از آن ها پاسارگاد بوده است. رهبر پاسارگاد همیشه از قوم هخامنشی انتخاب شده و در سال ۵۵۹ میلادی رهبر جدید آن ها کوروش دوم یا همان کوروش بزرگ قرار گرفت که بعدها امپراتوری هخامنشی را راه اندازی کرد.

امپراتوری هخامنشی

کوروش دوم | CYRUS II

گفته می شود که کوروش، نوه پسری آستیاگس از جانب مادرش بوده است. اما این موضوع باعث نمی شد که تمایلی به خارج شدن از اسارت مادها داشته باشند. تا سال ۵۵۲ قبل از میلاد، او قبیله های فارسی را در کنار یکدیگر جمع آوری کرده و چندین قیام را آغاز نمود. هنگامی که او در سال ۵۵۰ پیش از میلاد در مقابل پذربزرگ خود به پیروزی رسید، مادها نیز طغیان کرده و به کوروش پیوستند تا به سوی اکباتانا حرکت نمایند. کوروش عنوان پادشاه ایران را به دست آورده و در محلی که پیروزی خود را به دست آورده بود پایتختی بنا کرده و نام آن را پاسارگاد به نام قبیله خود نهاد. با وجود اینکه امپراتوری کوروش یا همان امپراتوری هخامنشی بر مادها پیروز شد اما برخی ابهامات نیز در آن وجود داشت. کوروش با تنوع فرهنگی، سوء ظن و خصمت های اشکاری روبه رو شد. لیدیا و چالدیان بابل با مادها توافق هایی کردند. هیچکدام از ان ها در مورد ایرانی ها احساس مناسبی نداشتند.

کوروش دوم

لیدیا برنده شد زیرا کوروش با قوانین بازی نکرد. پس از اینکه یک نبرد ناپایدار در پاییز در نزدیکی رودخانه هالیس انجام شد، پادشاه کروز که از ۵۶۰ تا ۵۴۶ پیش از میلاد به ساردیس یازگشته و انتظار می رفت که او در بهار مجددا به صحنه نبرد بازگردد. اما کوروش به دنبال ساردیس بوده و خودش آن را به دست آورد. ساردیس پایتخت لیدیا و ثروتمندترین شهر یونیان بود. یک قرن قبل از ان لیدیا اولین سکه ها را ضرب کرده بوده و یونیا (Ionia) را به عنوان یک مرکز تجاری قرار داده بود. حال تمامی این ها به دست کوروش افتاده بود. کراسوس تصور می کرد که کوروش در نهایت ممکن است زندگی خود را نجات داده و دوباره علیه گذشته خود قیام کند. بنابراین کوروش شهرت خوبی در میان حاکمان پیدا کرد تا بتوانند با استفاده از قوانین و مشاوره های ان درباره نحوه اداره زمین هایشان استفاده نمایند. اینکه چقدر این شهرت وجود داشته و مورد استفاده قرار گرفته است کسی نمی داند. اما قبل از کوروش هیچکس نمی خواسته تا اینکار را انجام دهد و این یک نشانه ضعیف به نظر می رسد.

کوروش دوم

امپراتوری بسیاری از ملیت ها

از طرف دیگر کوروش و امپراتوری هخامنشی همکاری با دیگر حاکمان را به عنوان یک قدرت در نظر گرفته و از آن به عنوان برگی برنده برای امپراتوری های بزرگی مثل بابل دید. او به جای اینکه تلاش کند تا به وسیله نیرو و ارتش شهر بابل را به دست آورد، با مبارزه تبلیغاتی سعی کرد تا از غرور شاهانه نابونیدوس (Nabonidus) استفاده نماید. کوروش این پیام را رساند که سنت های بابل با او امن تر خواهد شد. پس دروازه های بابل گشوده شده و قبل از اینکه او وارد شهر شود به موفقیت رسیده بود. هنگامی که کوروش مراسم مذهبی را در بابل اجرا کرد، نابودیموس توسط مردم نادیده گرفته شد و نمادهای مصادره شده از ان به سراسر عبادتگاه ها در کشور بازگردانده شد. این اقدامات کوروش باعث شد تا بتواند مشروعیت قانون را در بابل ایجاد نماید. این احکام و قوانین توسط خدایان بابلی ضمانت اجرایی پیدا می کرد. سپس کوروش توضیح داد که در این مکان از امپراتوری هخامنشی چه خواهد کرد. او در واقع یک امپراتوری داشته که بر اساس قراردادهای خود با افراد مختلف موجب مراقبت از مردم خواهد شد. بر این اساس تمامی مردم آزاد هستند تا مراسم مذهبی خود را برگزار کرده و طبق آداب و رسوم خاص خود زندگی نمایند.

امپراتوری بسیاری از ملیت ها

حتی یهودیان تبعیدی نیز اجازه داشتند تا به خانه های خود بازگشته و بتوانند در عبادتگاه های خود به مراسم مذهبی بپردازند. این کار کوروش در کتاب عهد عتیق به تصویر کشیده شده و همچنین امپراتوری هخامنشی را یک دولت مفید برای مخالفت علیه مصر شناخته است. چند فرهنگی کوروش باعث شده بود تا امپراتوری صلح پایدار به یک امپراتوری واقعی تبدیل شده و به این ترتیب سایر حاکمان نیز به دنبال صلحی پایدار باشند. برای کوروش واضح بود که این تنها راهی است که می تواند به فداکاری هایش برسد. البته که او تنها کسی بود که در خارج از تمدن دره های رودخانه قرار داشته و به مراسم مذهبی اهمیت خاصی می داد.

امپراتوری بسیاری از ملیت ها

امپراتوری هخامنشی که از بزرگترین امپراتوری های تاریخ بشر به شمار می رود بر مبنای صلح و دوستی پایه گذاری شده و برای اولین بار حاکمان و مردم را به سوی استفاده از قوانین ترغیب کرده است. بر این اساس جنگ های قبیله ای، قومی و اختلافات بی اساس کاهش پیدا کرده و مردم توانستند در آرامش به زندگی عادی خود بپردازند.

منبع: www.ancient.eu

نظر خودتان را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد