تاریخ سورینام، یکی از کشورهای کوچک جهان

تاریخ سورینام

در شمال آمریکای جنوبی یکی از کشورهای کوچک جهان ما قرار دارد که اسم آن جمهوری سورینام است. این کشور نه فقط از نظر اندازه و مساحت کوچک ‌ترین کشور آمریکای جنوبی و از کشورهای کوچک جهان به حساب می آید، بلکه از نظر جمعیت هم جزء کشورهای کم جمعیت و کوچک محسوب می شود. همسایگان این کشور کوچک در شرق گویان فرانسه، شمال اقیانوس اطلس، از سمت غرب گویان و در جنوب برزیل هستند که از چهار طرف این کشور را در برگرفته و با سورینام هم مرز هستند. این سرزمین کوچک پیش از این جزء مستعمرهای پادشاهی هلند بوده و به همین خاطر به آن گویان هلند می گفتند، سرانجام به عنوان کشوری مستقل به رسمیت شناخته شد و استقلال خود را به دست آورد. امروز در مجموعه سفرهای تاریخی الی گشت شما را به سفر در تاریخ سورینام فرامی خواند و با این کشور کوچک و گذشته آن آشنا می کند.

طبیعت سورینام

سورینام از گذشته تا امروز

مطالب مرتبط:
آمریکای جنوبی؛ سرزمینی با طبیعتی منحصر به فرد
۱۰ غذایی که در هیچ جا جز آمریکای جنوبی پیدا نمی کنید!

جمهوری کوچک سورینام گذشته اش با کشور هلند و برخی کشورهای همسایه پیوندها و گره خوردگی های سیاسی و فرهنگی زیادی دارد. اسم این کشور در فرهنگ‌ های لغت اروپایی سرانان تونگو سرانان است و چنان که گفتیم از سرزمین های تحت استعمار  پادشاهی هلند در گذشته بود. البته هنوز هم این کشور در مرزهای جنوبی خود با کشور کوچک گویان و گویان فرانسه بر سر مسائلی مناقشات و درگیری هایی دارد. پاراماریبو پایتخت این کشور است بعد از استقلال سورینام این شهر رونق فراوانی یافت.

درباره پیشینه و گذشته تاریخ سورینام محققان و تاریخ نگاران معتقدند که افرادی از قبایل آراواک و کاریب که از بومیان آمریکا بودند نخستین ساکنان این سرزمین بودند که حدود سه هزار سال پیش از میلاد سورینام را برای زندگی انتخاب کرده و در این منطقه ساکن شدند. بنابراین نظریه تاریخ نگاران، قدمت این سرزمین کوچک به سه هزار سال می رسد اما پیدایش کشور سورینام با یک  حکومت مستقل خیلی سال ها بعد بود.

خانه ای در سورینام

سورینام در قرون گذشته

قرن هفدهم میلادی که یک رقابت شدید بر سر تسلط بر کشورهای کوچک و ضعیف بین انگلیسی ها و هلندی و بعضی کشورهای دیگر بود دو کشور انگلیس و هلند در این دوران برای رسیدن به اهداف استعماری خود و مستعمره کردن سرزمین سورینام کوشش فراوانی کردند و در این مسیر از انجام هیچ اقدامی کوتاهی نکردند اما آنکه سرانجام به هدفش رسید پادشاهی سرزمین هلند بود که توانست کنترل پایدار این منطقه را بدست بگیرد.

تحت چنین شرایطی در سرزمین سورینام به تبعیت از استعمارگر خود یعنی پادشاهی هلند سیستم کارگر برده‌ای رواج یافت چرا که در هلند این سیستم کارگر برده ای امری پذیرفته و عادی بود و در این پادشاهی چنین شیوه ای اعمال می شد، این برده ها که بیشترشان از آفریقا به منظور بیگاری و بردگی به سرزمین های اروپایی انتقال داده شده بودند در این کشور هم برده هایی از نژادهای آفریقایی بودند که زشت ترین رفتارهای غیر انسانی با آنان مرسوم و متداول بود، در نتیجه ی این  بدرفتاری با برده‌ها عده ی زیادی از آن ها که از شرایط به ستوه آمده بودند و تحمل آن وضعیت برایشان غیر ممکن بود به جنگل ها فرار کردند.

بناهای سورینام

این مارون‌ها که به آنان ژوکاس یا باکابوسی ننگر هم می گویند بیشتر مواقع از سر ناچاری و برای تامین نیازهای خود دوباره برمی‌گشتند و به مزارع اربابان گذشته خود و دیگر زمین های زراعی حمله می‌ کردند.

وضعیت بردگان آفریقایی در این سرزمین هم مثل دیگر نقاط اصلا خوشایند نبود و شرایط فوق العاده سختی داشتند تا اینکه در سال ۱۸۶۳ سیستم کارگر برده از میان رفت و این شیوه توسط عده ای در این کشو برانداخته شد و با این اقدام این کشور، آخرین کشوری در اروپا بود که چنین حرکتی را انجام می داد، اما با این حال سیستم برده داری همچنان وجود داشت و تا سال ۱۸۷۳ برده‌ها آزاد نشدند.

کشور سورینام

تاریخ معاصر سورینام

بعد از آن، از کشور اندونزی امروزی کارگرانی به قصد یافتن  کار به این کشور آمدند. در قرن بعد یعنی قرن بیستم و در سال ۱۹۵۴ سورینام صاحب یک دولت شد اما نه دولتی از هر نظر مقتدر و دارای اختیار، چون روابط خارجی این کشور و همچنین امور دفاعی آن هنوز تحت کنترل پادشاهی هلند بود.

سال ۱۹۷۳ در تاریخ سورینام یک سال سرنوشت ساز بود و دولت محلی به رهبری یک حزب که از نژادهای گوناگون بود با دولت هلند وارد مذاکره شد. این مذاکرات پیرامون استقلال و اداره کشور صورت گرفت و البته به نتیجه ی خوشایندی رسید. سورینام استقلال یافت.

حالا مردم این کشور کوچک باید نخستین رئیس جمهور تاریخ سورینام را انتخاب می کردند بنابراین ژوهان فریر به این مقام انتخاب شد و رهبر حزب ملی سورینام به اسم هنک آرون در مقام نخست وزیری او قرار گرفت. حکومت و اداره ی یک کشور کار راحتی نیست، بنابراین حدود یک سوم جمعیت سورینام حق داشتند که به توانمندی مقامات کشوری شک کنند و از ترس عدم توانایی اداره ی کشور تازه استقلال یافته مهاجرت به هلند را بر ماندن و آزمون و خطاهای سیاسی رهبرانشان ترجیح دادند!

ساحلی در سورینام

کمتر از ده سال از استقلال سورینام نگذشته بود که کودتاهای نظامی چندی شکل گرفت و روابط دو کشور هلند و سورینام را تحت تاثیر قرار داده و کدورت هایی را بین استعمارگر گذشته و کشور تازه متولد شده بوجود آورد اما سرانجام طی یک انتخابات اوضاع قدری تغییر کرد و قانون اساسی جدید کشور تدوین شد.

این طبیعی است که در یک کشور تازه استقلال یافته کارشکنی و برهم زدن اوضاع توسط نیروهای فرصت طلب به شکل های گوناگون صورت گیرد سورینام هم از این قاعده مستثنا نبود و سال ۱۹۹۰ دوباره یک کودتا به قصد بر هم زدن نظم کشور و آشفتگی اوضاع بوجود آمد، اما انتخابات سال ۱۹۹۱ تغییراتی را در روند اداره کشور بوجود آورد و دموکراسی در این کشور متولد شد و رشد کرد در چنین شرایطی هلند هم  کمک‌ هایش به سورینام را دوباره آغاز کرد.

در کشور سورینام توسعه اقتصادی یکی از مهم ترین مسائل مورد توجه دولت در سال های اخیر بوده و دولت این موضوع را بطور جدی مورد توجه ویژه خود قرار داده است. وجود نژادهای گوناگون در این سرزمین باعث بوجود آمدن فرهنگ متنوعی در آن شده اما زبان هلندی زبان رسمی کشور است هر چند مردم سورینام به زبان های محلی خود هم صحبت می کنند.

نظر خودتان را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد

code