alexaa

رازهای ترسناک محبوب ترین شهر جهان!

۷ معمای حل نشده در ونیز

ونیز که خیلی ها آن را شهر شناور می دانند در قرن پنجم میلادی تاسیس و بعد از سقوط اپراتوری روم تبدیل به پایتخت بازرگانان جهان شد. این شهر کاملا در احاطه ی آب است و از چندین جزیره ی کوچک تشکیل شده برای همین مردمش برای رفت و آمد از قایق استفاده می کنند. در این شهر به هر جایی که نگاه می کنید بناهای خیره کننده ای می بینید اما برای اینکه پرده از رازهای در  و دیوار این شهر بردارید باید با دقت بیشتری به آن نگاه کنید. این شهر مملوء از داستان ها و افسانه هایی ست که تا به امروز حل نشده باقی مانده اند و شاید در آینده هم هیچ جوابی برای آن ها وجود نداشته باشد. خیلی ها درباره افسانه ها و اتفاق های بدون توضیحی که در این شهر افتاده چیزی نمی دانند.  در ادامه الی گشت را همراهی کنید تا شما را با معماهای حل نشده ی ونیز آشنا کنیم.

معماهای حل نشده ونیز

روح پالازو گراسی | The Ghost Of Palazzo Grassi

مطالب مرتبط:
پل ریالتو، قدیمی ترین پلی که بر روی «گراند کانال» ونیز کشیده شده!
بحران جدید ونیز، گردشگران تمام نشدنی!

در کنار «گراند کانال» قصرهای زیادی وجود دارد که یکی از آن ها قصر پالازو گراسی ست. خیلی ها می گویند این قصر در تسخیر روح دختر جوانی است که خودش را از بالکن به داخل کانال آب پرت کرد. اگر پای صحبت های ساکنین این قصر بنشینید از صدایی عجیب حرف می زنند که آن ها به اسم صدا می کند و یا در گوش آن ها اصوات نامشخصی زمزمه می کند! در طول مرمت این ساختمان در دهه ۱۹۸۰ اتفاق عجیبی افتاد: نگهبانی در حال راه رفتن در سالن بود که ناگهان از فاصله ی ۳۰ سانتی متری صدایی شنید که می گفت بایست! ولی هیچ کسی در نزدیکی او نبود به جز حفره ای در سطح زمین که کارگران آن را کنده بودند.

روح پالازو گراسی

صندلی پادشاهی آتیلا | Attila’s Throne

در جزیره تورسلوی ونیز یک صندلی پادشاهی سنگی هست که به نظر می آید صندلی پادشاهی آتیلا، پادشاه قبیله ی Huns  بوده. بعد از اینکه این قبیله در قرن ۵ به این جزیره رسید مردمان زیادی را کشت و این صندلی را به عنوان نماد قدرت در روبروی کلیسای جامع قرار داد. این صندلی همچنان مثل یک راز است چون خیلی ها می گویند که گذر آتیلا هرگز به این نقطه از ایتالیا نرسیده است.

صندلی پادشاهی

روح همسر مارکو پولو

زمانی که مارکو پولو جهانگرد معروف ونیزی در چین بود با دختر امپراتور چین ازدواج کرد و او را با خود به ونیز برد اما این زن هیچ وقت در این شهر احساس خوبی نداشت. تا اینکه مارکوپولو در یکی از جنگ ها اسیر و به همسرش گفته شد که او مرده است. زن که طاقت این غصه را نداشت با پرت کردن خود در یکی از کانال ها به زندگی اش پایان داد اما امروز خیلی ها می گویند روح او را شب ها در حوالی خانه ی مارکوپولو می بینند!

خانه مارکوپولو

ساعت جادوگر

در نزدیکی موزه ی آکادمی در منطقه ی دورسودورو در کنار یک خانه ی قدیمی چشمتان به یک ساعت قدیمی می افتد که به نظر می آید صدها سال از عمرش می گذرد. حرف و حدیث های زیادی پشت این ساعت هست اما یکی از آن ها به نظر درست می آید! طبق افسانه ها این جادوگر برای کارهای جادوگری اش از این ساعت استفاده می کرده و بعد از مرگش کسی جرات نمی کرد که در این خانه زندگی کند. یکی از بازرگانان که در نزدیکی این خانه ساکن بود به کارگران پیشنهاد کرد که ساعت جادوگر را در بالای این ساختمان تسخیر شده آویزان کنند.

چند سال بعد ساعت از این محل پایین آورده شد و بعد از آن اتفاق های عجیبی افتاد! اما همین که ساعت به سر جایش برگشت این اتفاق ها هم تمام شد! تا اینکه دیگر هیچ وقت این ساعت از جای خود تکان نخورد امروز این ساعت را می توانید در خیابان کال دلا (Calle della) در کنار این خانه ببینید.

ساعت جادوگر

مجسمه ای برای ترساندن شیطان

در کنار بیشتر کلیساهای ونیز یک برج ناقوس هست که دو بار در روز نواخته می شوند. بعضی وقت ها در بالای این برج ها مجسمه ی صورت نصب می شد اما گاهی این صورت ها آنقدر زشت و ترسناک درست می شدند تا شیطان تا دیدن قیافه ی ترسناک آن ها به داخل برج ناقوس نرود. ترسناک ترین مجسمه در بالای برج ناقوس کلیسای سانتا ماریا قرار دارد، برجی با ۴۰ متر ارتفاع که در سال ۱۶۷۸ بازسازی شده است. داستان های ترسناکی پشت سر این مجسمه گفته می شود مثلا اینکه این مجسمه شب ها برای فراری دادن شیطان زوزه می کشد. بعضی ها هم می گویند این مجسمه اول شیطان بوده و حالا به سنگ تبدیل شده تا مجسمه های دیگر را بترساند. به گفته ی اهالی این محل حتی مردمک چشم های این مجسمه تکان می خورد!

مجسمه ترسناک

مجسمه ی زنی که مرگ را به چشمش دید

در منطقه ی کاستلو کلیسایی هست که در اواخر دهه ۱۲۰۰ ساخته شده و از آن جایی که محل دفن خیلی از افراد معروف ونیز بوده توجه ها را به خود جلب کرده است. درباره ی این کلیسا یک افسانه ی باورنکردنی هست که مربوط به مجسمه ی یک زن غمگین می شود. طبق افسانه ها روزی زنی زیبا در حال نگاه کردن به آینه بود که به جای خود تصویر پیرزنی را دید او که از این اتفاق شوکه شده بود فورا مرد.

منبع: listverse.com

نظر خودتان را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد