پیاده روی و تماشای چشم اندازهای زیبا در دریاچه آلماتی (بخش اول)

bal-big-almaty-lake

سفرنامه ای در وصف دریاچه آلماتی قزاقستان 

ممکن است در برخی مواقع ما در جستجوی زیبایی ها باشیم و گاهی نیز آن را پیدا می کنیم، زمانی ما به دنبال هیجان بوده و زمانی نیز هیجان به سراغ ما آمده و بسیار بیش از حد انتظارمان، ما را غافلگیر می کند. در سفری که به کوهستان تیان شان (Tian Shan) در قزاقستان داشتم، به طور تصادفی با بخش هایی مرتبط با تاریخ معاصر این سرزمین برخورد کرده و علاوه بر کشف مناظر و چشم اندازهای طبیعی و بسیار زیبا، در حین عبور از این مسیر با چهره ای زیبا و متفاوت از کشور قزاقستان رو به رو شدم البته متاسفانه در این مسیر با خود نقشه ای به همراه نداشته و این موضوع یک کمبود جدی در برنامه سفر ما محسوب می شد.

 مطالب مرتبط:
از چه جاذبه هایی در آلماتی دیدن کنیم؟
۲۴ ساعت در آلماتی
For E.T.

پیاده روی به مقصد دریاچه بزرگ آلماتی

در این سفر به همراه چند نفر از دوستانم  با هدف بازدید از کوهستان تیان شان در جنوب قزاقستان، به سمت دریاچه بزرگ آلماتی که در گویش محلی با نام (Bolshoe Almatinskoe Ozera) شناخته می شود، حرکت کردیم. روز حرکت ما براساس تقویم، یکشنبه اول سپتامبر بود.

پس از عبور از مسیری دوازده کیلومتری که بیشتر آن به صورت سربالایی بوده و از بین تپه ها می گذشت، در هنگام غروب خورشید به دریاچه بزرگ الماتی در ارتفاع ۲ هزار و ۲۸۶ متری از سطح دریا رسیدیم. این دریاچه برخلاف نام خود چندان بزرگ نیست اما دارای محیطی  بسیار زیبا بوده و با رنگ فیروزه ای و آبی خود، منظره ای زیبا در مجاورت کوه های مجاور خود ایجاد کرده است. ما پس از طی این مسیر طولانی، بسیار خسته بودیم و به همین دلیل پس از گرفتن چندین عکس از مناظر زیبای دریاچه، به مسیر خود ادامه داده و از مسیری کوهستانی به سمت بالا عبور کرده تا به مقصد اصلی مان که قرار بود شب را در آن اقامت کنیم برسیم. این محل یک ایستگاه مطالعات نجوم متروکه محسوب می شود که از دوران حکومت شوروی باقی مانده است. در این ایستگاه، یک سکوی دارای چشم انداز به ارتفاعات مشرف به دریاچه قرار دارد که می توان منظره ای بسیار زیبا را از آن مشاهده کرد.

غذای محلی و آسمان پر ستاره شب

مکانی که قرار بود شب را در آن بمانیم تا حدودی ترسناک بوده و سکوت دائمی محیط در کنار دستگاه های قدیمی و از کار افتاده و آنتن های بشقابی مخصوص مطالعات نجوم که عمدتا زنگ زده و قدیمی بودند، در کنار برج قدیمی ستاره شناسی که در گوشه و کنار این محل دیده می شد، محیطی وهم انگیز ایجاد کرده بود. البته در حقیقت هیچ چیز ترسناک و غیر طبیعی در این محل وجود نداشته و ما در طول شب با اشباح و موجودات ماورء الطبیعه برخورد نکردیم.

تنها موضوع غیر عادی در بدو امر این بود که گاهی از خانه های اطراف که به نظر می رسید متروکه باشند، افرادی خارج شده و به دنبال کارهایشان می رفتند که این موضوع نشان می داد برخلاف تصور ما این محل غیر مسکونی نبوده و در آن سکونت وجود دارد.

شام آن شب ما غذایی محلی به نام بوش لگ (Bush legs) به همراه سیب زمینی  بود که از یک غذای ویژه و به یادگار مانده از از فرهنگ دوران کمونیستی شوروی است. این غذا بسیار خوشمزه بوده و ما هم به دلیل پیاده روی طولانی خود، بسیار خسته و گرسنه بودیم و تمام غذای تهیه شده را تا آخر خوردیم. تاریخچه و دلیل نام گذاری این غذا بسیار جالب است، در سال ۱۹۹۰ میلادی دولت شوروی که در آخرین سال های حیات خود بود، با بحران مواد غذایی رو به رو شده و میزان زیادی گوشت مرغ که عمدتا به شکل ران مرغ بود را از ایالات متحده آمریکا وارد می کند. در آن زمان جرج بوش، پدر رئیس جمهور آمریکا بوده و مردم شوروی هم با توجه به اینکه این مرغ ها از آمریکا وارد شده، برای غذاهایی که با این ران های مرغ درست می کردند، نام بوش لگ به معنی ران جرج بوش را انتخاب کردند. این نام همچنان روی این غذا باقی مانده و امروز بوش لگ به یکی از غذاهای محلی برخی از کشورهای استقلال یافته از شوروی گفته می شود که با ران مرغ؛ برنج و مخلفات تهیه شده و مردم این مناطق علاقه خاصی دارند که حتما از این غذا برای گردشگران آمریکایی تهیه کنند.

نظر خودتان را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد